راش: Brich
نام علمي اين چوب Fagus orientalis نام فارسي و بومي راش و مرس و نام انگليسي آن Beech است. از خواص ظاهري چوب راش درون نامشخص و به رنگ كرم مايل به قرمز است. دواير ساليانه فشرده و در نتيجه در مقاطع طولي داراي خطوط كم و بيش مشخص ناشي از آن است. از بارزترين خصوصيات شايد بتوان به پره هاي چوبي در مقاطع طولي اشاره كرده كه در مقطع شعاعي به پرمگس و در مقطع مماسي به دوك معروفند و اين پره ها به صورت لكه هاي قرمز ديده ميشود. چه بسا گاهي اين پرمگس هاي زيبا عيب محصوب ميشوند چرا كه به عقيده نجاران اين بخشهاي چوب پس از رنگ كاري سياه ميشوند. گونه راش چوبي نيمه سنگين و داراي بافتي همگن و تقريبا مقاوم در برابر حشرات و قارچهاست. گرده بينه هاي درجه 1 و 2 راش در ايران بيشتر به مصرف كارخانجات روكش و تخته لايه مي رسد و گرده بينه هاي درجه 3 پس از تبديل به الوار به بازار تهران (پل چوبي) روانه مي شوند. بنا به اطلاعات بازار ميزان تفاوت قيمت آن در 6 ماهه نخست در بازار تهران بوده است. به دليل بافت همگن و درجه سختي مناسب اين چوب بيشترين تقاضا را براي خريد به منظور تهيه مبل در بازار دارد. همچنين به دليل قابليت آغشتگي با انواع محلولهاي حفاظتي بيشترين گونه مصرفي در كارخانه هاي اشباع است. البته اخيرا گونه هاي خارجي راش از طريق آذربايجان وارد ايران شده است كه بنا به ادعاي مبل سازان و فرشندگان چوب كيفيت چوب راش ايراني را ندارد ولي به دليل ابعاد و رطوبت مناسب تخته ها ميزان ضايعات كمتري، در امر فرآيند توليد دارد.
توسكا: Alnus
دو گونه توسكاي قشلاقي و ييلاقي به نام هاي علمي Subcordate Alnus و Glutionose Alnuse در ايران وجود دارد. نام هاي محلي توسكا، تسكا و توسه است. چوب درون نامشخص، رنگ كرم مايل به قرمز، دواير ساليانه پهن با حدود نسبتا مشخص و موجدار در مقطع عرضي و پره چوبي آجري شكل قرمز رنگ در مقطع شعاعي و دوك هاي ظريف (پره ها) در مقطع مماسي از خصوصيات ظاهري چوب است. چوبي نيمه سنگين تا سبك است كه به دليل پرداخت و رنگ پذيري شكاف خوري و ابزار خوري خوب در صنعت مبلمان مصرف دارد ولي كم دوام بوده كه البته در آب دوام قابل توجهي دارد. بيشترين ميزان فروش را در بازار چوب فروشان پس از راش را داراست كه البته در حال حاضر مهمترين مورد مصرف آن طبق آمار موجود در كارخانجات تخته لايه سازي آن در برابر آب در ساختن بناهاي آبي نيز مصرف ميشود. قيمت چوب توسكا به صورت الواري در سال بوده است.
افرا: Maple
اين خانواده داراي گونه هاي مختلفي در ايران است از جمله ميتوان افرا پلت، افرا شيردار و كيكم را نام برد. بزرگترين و فراوان ترين افراي ايران اپلت با نام علمي insigne Bosso و نام انگليسي Maple است. اين گونه چوب درون نامشخص، چوب سفيد مايل به كرم با درخشندگي كم و بيش صدفي دارد. دواير ساليانه به دليل فشردگي چوب تابستانه در مقطع عرضي كاملا مشخص و در مقطع مماسي نقوش مواج و در مقطع عرضي نقوش رگه اي مانند ايجاد كرده است كه پره هاي چوبي ظريف و قهوه اي رنگ و براق در دو مقطع مختلف طولي به صورت لكه ها و دوك ها نمايان است. چوبي نيمه سنگين با پرداخت آسان و هم كشيدگي كم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روكش گيري جايگاه ويژه اي داشته باشد.
چوب روسي :
واژه چوب روسي در بازار چوب ايران به هر نوع چوب سفيد رنگ وارداتي از روسيه تلقي ميشود و كاربرد آن هم چندان تفاوتي نمي كند در حاليكه اين چوب سفيد خود شامل گونه هاي كاملا متفاوت چون نراد، نوئل و انواع كاجها مي شوند. همچنانكه گفته شد يكي از گونه هاي چوبي كه به چوب روسي معروف است Abies يا نراد است كه نام رايج آن در دنيا Fir و Sapen است. اين چوب فاقد درون چوب مشخص و به رنگ سفيد مايل به قرمز، فاقد مجاري صمغي، راست تار، سبك، واكشيدگي و همكشيدگي كم، قابليت ترك خوردن كم هنگام خشك شدن، بسيار خوش كار، سنباده خوري خوب، ميخ خوري و پيچ خوري عالي هستند ولي با وجود تمام مزايا به راحتي در مقابل قارچها دچار مرض لكه آبي يا لكه قرمز ميشوند از استحكام آن مي كاهد. حشرات نيز علاقه زيادي به لانه گزيني و تخم گذاري در آن دارند و بايد توجه داشت كه چوبها داراي رگه قرمز به هنگام خشك شدن كاملا تاب بر مي دارند. اين چوب به علت سبكي و ضريب الاستيته بالا از بهترين چوبها براي اسكلت ساختمان هاست. الياف بلند و خمير سفيد آن در كاغذسازي مصرف فراوان دارد. در ايران اين چوب غالبا در صنايع مبلمان استفاده مي شود.
ماهاگوني يا آكاژو :
آكاژوها به دو دسته آكاژوي آمريكايي و آفريقايي تقسيم ميشوند كه اغلب آكاژوي آفريقايي در بازار ايران يافت ميشود. نام علمي اين گونه Khaya inveeonsis و از خانواده Miliacea است. نام هاي محلي متفاوتي در كشورهاي مختلف آفريقا دارد. درون چوب قرمز رنگ و برون چوب نازك سفيد مايل به صورتي رنگ دارد. بافت يكدست و وجود پرمگسهاي درخشان و براق كه با تغيير جهت نور درخشش متفاوتي دارند از ويژگيهاي شاخص اين چوب است. در مقطع شعاعي نقوش نواري صدفي و در مقاطع مماسي نقوشي متنوع چون موجي، مجعد، جناغي دارد. يكي از پرمصرف ترين چوب هاي دنيا براي تهيه روكش هاي قيمتي است. به دليل همكشيدگي و واكشيدگي كم در هنگام خشك شدن كمتر دچار عيب مي شود. ضربه پذيري خوب، پرداخت عالي، پيچ خوري و ميخ خوري بالا از خصوصيات بارز اين چوب است ولي رنگ پذيري و واكس خوري بايد همراه با بتونه كاري انجام شود. در تهيه روكش و مبلسازي بيشترين مصرف را داراست. به دليل ضربه پذيري و ضريب الاستيسيته بالا در تهيه قايق هاي بادباني و تفريحي مناسب است.لازم به ذكر است كه چوبهاي ديگري نيز تحت عنوان آكاژو در بازار ديده ميشوند كه اسامي واقعي آنها سيپو، كيسپو و ساپلي است.
ملچ
چوبيبه رنگ قهواي مايل به قرمز است و گاهي اوقات رگه هاي سبز رنگي در آن ديده ميشود. چوبي درشت بافت، نيمه سخت و نيمه سنگين، نسبتا بادوام و در برابر ضربه بادوام ونسبت خمش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در ساختمانهاي چوبي، ساخت مبلمان، روكش، قايقسازي، وسايل ورزشي، در و پنجيره و تخته لائي استفاده مي شود
افرا : Maple
اين خانواده داراي گونه هاي مختلفي در ايران است از جمله ميتوان افراپلت، افرا شيردار و كيكم را نام برد. بزرگترين و فراوان ترين افراي ايران اپلت بانام علمي insigne Bosso و نام انگليسي Maple است.
اين گونه چوب درون نامشخص، چوب سفيد مايل به كرم با درخشندگي كم و بيش صدفي دارد. دواير ساليانه به دليل فشردگي چوب تابستانه در مقطع عرضي كاملا مشخص و در مقطع مماسي نقوش مواج و در مقطع عرضي نقوش رگه اي مانند ايجاد كرده است كه پره هاي چوبي ظريف و قهوه اي رنگ و براق در دومقطع مختلف طولي به صورت لكه ها و دوك ها نمايان است. چوبي نيمه سنگين با پرداخت آسان و هم كشيدگي كم باعث شده تا در صنعت مبلمان و روكش گيري جايگاه ويژه اي داشته باشد.
گردو
چوبي ريز بافت، به رنگ خاكستري مايل به قهواي تيره وداراي نقوش زيبا و نسبتاً با دوام است. اين چوب نيمه سنگين و نيمه سخت و در مقابل فشار، خمش و كشش مقاوم است. از اين چوب بيشتر در كارهاي هنري و تزييني، تهيه روكش،خراطي ساخت مبلمان، ساخت الات موسيقي، قنداق تفنگ، مجسمه سازي، منبت كاري و معرقكاري استفاده مي شود.
چنار
چوبي به رنگ سفيد روشن تا قرمز مايل به قهوه اي است كه لكه هاي قهوه اي صدفي دارد . چوبي است نيمه سخت وسنگين و با دوام كه از آن براي ساخت دربهاي اماكن متبركه، دسته ابزار، صندلي، غربال، صندوق استفاده مي شود.
بلوط
چوبي به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، درشت بافت و با دوام است. اين چوب نسبتاً نيمه سخت و نيمه سنگين تا سنگين است و در برابر سايش مقاومت زيادي دارد و بهترين چوب براي پاركت، ساخت مبلمان تهيه روكش، تراورس راه آهن،مدل سازي است.
تبريزي
اين چوب به رنگ سفيد تا كرم روشن است واغلب لكه هاي سياه رنگ و يا قهوه اي دارد. چوبي است نسبتاً نرم، سبك كه دوام زيادي ندارد و كار با آن آسان است. براي ساخت كاغذ سازي، كبريت سازي، جعبه سازي، ادوات كشاورزي از آن استفاده مي شود.
ممرز
چوبي ريز بافت به رنگ سفيد تاسفيد مايل به كرم و سخت و نيمه سنگين است . اين چوب در مقابل ضربه و سايش مقاومت دارد و در كاغذ سازي، تخته خرده چوب سازي، تخته فيبر، واگن سازي، دسته ابزار،چوبهاي تونلي از آن استفاده مي شود.
كاج ايراني )روس)
واژه چوب روسي در بازار چوب ايران به هر نوع چوب سفيد رنگ وارداتي از روسيه تلقي ميشود و كاربردآن هم چندان تفاوتي نمي كند در حاليكه اين چوب سفيد خود شامل گونه هاي كاملا متفاوت چون نراد، نوئل و انواع كاجها مي شوند.
همچنانكه گفته شد يكي از گونه هاي چوبيكه به چوب روسي معروف است Abies يا نراد است كه نام رايج آن در دنيا Fir ادامه مطلب...
معادلات دفرمه شدگي
معادلات دفرمه شدگي اعضاي چوب بعنوان توابع بارهاي بكار گرفته شده، مدولههاي ارتجاعي و سختي و ابعاد عضو مورد بررسي قرار ميگيرند. آنها را ميتوان جهت تعيين ابعاد مقطع عرضي مورد نياز حداقل، جهت آگاهي از محدوديتهاي حالت دفرمه شدگي كه بر طراحي آنها حاكم است، مورد بررسي قرار داد...
بار محوري
حالت دفرمه شدگي يك عضو بار دار محوري معمولاً بعنوان ملاحظات طراحي مهم مد نظر نميباشد. ملاحظات مهمتر در بخشهاي بعد درباره بارهاي تركيبي يا ثبات مطرح خواهند شد. بار محوري معرف تغيير در طول از طريق معادله ذيل ميباشد:...
تاثير زمان: پيچشهاي خزش
علاوه بر پيچش الاستيسته كه قبلاً بحث شد، تير يا تيركهاي چوبي در برخي از موارد داراي خميدگي ميگردند، بدان معنا كه حالت پيچش فراتر از آنچه فوراً پس از بكارگيري بار در ابتدا بوده است افزايش مييابد...
آب انباشتگي
حالت بام حوضچهاي كه قبلاً بوسيله بارها داراي واپيچيدگي گرديدهاند ممكن است باعث افزايش اين پيچيدگي شود. پيچيدگي ... بواسطه بار طراحي بعلاوه آب حوضچهاي را ميتوان بطور دقيقي از طريق معادله زير به دست آورد:...
پيچيدگي
زاويه پيچش اعضاي چوب در حول محورطولي را ميتوان از طريق معادله ذيل محاسبه نمود:...
معادلات تنش
معادلات ارائه شده در اينجا بوسيله اين فرضيه كه تنش و كرنش به صورت مستقيم متناسب با معادله هوك ميباشند و بواسطه اين حقيقت كه تنشهاي محلي در مجاورت نقاط پشتيباني يا نقاط كاربرد بار تنها بهنگامي درست ميباشند كه از نظر آماري مساوي با توزيع تنش حقيقي، اصل اس تي ونانت، باشند، داراي محدوديت هستند غلظتهاي تنش محلي، درصورتي كه آنها در طراحي بايد محدود باشند، را ميبايست بصورت مجزا در نظر داشت...
تنش فشرده بلوك – كوتاه
معادله 12-8 را ميتوان در مقايسه و در صورتي بكار برد كه عضو مربوطه به ميزان كفايت جهت شكست بوسيله برخورد ساده بدون پيچيدگي عرضي كوتاه باشد. چنين برخورد اليافي باعث بوجود آمدن يك چروكيدگي محلي ميشود كه بواسطه عدم ثبات ريز ساختاري بوجود ميآيد...
خمش
قدرت تيرها بوسيله تنشهاي پيچشي كه در لحظه خمش ايجاد ميشوند، همچنين تنشهاي برشي كه بوسيله بار برشي ايجاد ميشوند و حالت متراكم شدگي در امتداد رگه در انتهاي ناحيه بردگاهي و نقاط بار تعيين ميشوند....
تنشهاي تير باريك شونده
براي تيرهاي داراي عرض ثابت كه با شيب كمتر از 25 درجه حالت باريك شدگي مييابند، تنش خمشي را ميتوان از طريق معادله 13-8 با خطاي كمتر از 5% به دست آورد...
تاثيرات دندانهها، شيارها و سوراخها
در تيرهايي كه داراي دندانهها،شيارها يا سوراخهاي داراي گوشههاي داخلي تيز ميباشند، تراكمهاي تنشي بالا در ناحيه گوشهها وجود خواهند داشت. تنشهاي محلي شامل برش موازي با رگه و كشش عمود بر رگه ميباشد...
ستونهاي ساخته شده و فاصلهدار
ستونهاي ساخته شده همراه با مقطع عرضي تقريباً مربعي با الوار ميخ شده و يا چفت شده بهم در صورتي كه اين الوار با چسب به هم متصل شده باشند نميتوانند بارهاي بسيار بزرگي را پشتيباني نمايند دليل اين امر آن است كه واپيچيدگيهاي برشي ميتواند در اتصالات مكانيكي رخ دهد...
ستونهايي با فلانژ
ستونهايي كه داراي فلانژهاي برجسته و نازك ميباشند ممكن است بواسطه عدم ثبات الاستيسته آن فلانژ با شكست مواجه گرديده و موجب چروكيدگي فلانژ و واپيچيدگي ستون در تنشهايي كمتر از موارد منطبق با عدم پايداري ستون معمولي همانند مورد عرضه شده در معادلات 25-8 و 26-8 ميگردند...
ادامه مطلب...
چفت و بست ها و ادوات محكم كننده
قدرت و ثبات هر سازهاي به ميزان زياد منوط به ادوات محكم كننده يا چفت و بستهايي ميباشد كه قطعات مختلف آن سازه را محكم به هم نگه ميدارد. يكي از خصيصههاي اوليه چوب به عنوان مواد ساختمان سادگي آن ميباشد كه بر اين اساس ميتوان قطعات ساختماني چوب را با استفاده از ادوات محكم كننده يا چفت بستهايي نظير ميخ، گل ميخ، پيچ، پيچ مهره دار، پيچ سرچهارگوش، درفش، سوزن دوخت و اتصالات فلزي مختلف به هم متصل نمود. براي تحصيل سختي و دوام در طي روال كاربرد چوب، هر يك از اين ادوات چفت و بست نيازمند طراحيهاي اتصال مربوط به خود به منظور تحصيل ويژگيهاي مرتبط با استحكام و قدرت چوب ميباشند و بر اين اساس لازم است تا ادوات نگهدارنده را بطور مناسب با توجه به مشخصههاي طولي و عرضي رگههاي الوار بكار گرفت و همچنين مسائل مرتبط با تغييرات ابعادي، كه ممكن است براي چوب در محيطهايي كه داراي رطوبت ميباشند حاصل گردد، را نيز مد نظر قرار داد...
ميخها
ميخها بعنوان ادوات معمول مكانيكي محكم كردن كه در ساخت و ساز چوب مصرف ميگردند، بكار گرفته ميشوند. انواع مختلف، اندازهها وفرمهاي متفاوتي از ميخها وجود دارند (شكل 1-7). معادلات بار ارائه شده در اين فصل براي ميخهاي مفتولي فولادي معمولي، صاف و براق ميباشد كه بصورت كامل در داخل چوب جاي گرفته بگونهاي كه هيچ گونه جداشدگي قابل رويتي ديده نميشود...
مقاومت كششي
مقاومت قسمت ميله ميخ در برابر كشندگي مستقيم از يك قطعه چوب منوط به تراكم چوب، قطر ميخ و عمق نفوذ ميباشد. شرط سطحي ميخ در زمان كاربرد همچنين برروي مقاومت كششي اوليه تاثير گذار ميباشد...
تاثيرات كاهش ميزان رطوبت
تقريبا در تمامي گونهها، ميخهاي كوبيده شده در چوبهاي سبز يا تازه، كه قبل از تغييرات مربوط به كاهش رطوبت از اين چوبها خارج ميگردند، مقاومت كششي يكساني در مقايسه با ميخهايي ملاحظه ميشود كه به چوبهاي داراي روال بهينه شدگي كوبيده شده و درست بعد از آن بيرون آورده شدهاند...
تاثير فرم ميخ
شرايط سطحي ميخها بصورت مكرر در طي فرآيند توليد جهت ارتقاي خصيصه مقاومت كششي تغيير مييابد. چنين تغييراتي معمولاً از طريق پوشش سطحي، سختي سطح يا تغيير شكل مكانيكي قسمت ميله ميخ حاصل ميگردد. از جمله فاكتورهاي ديگري كه برروي شرايط سطحي ميخ تاثير ميگذارند باقي ماندن لايه روغني بر روي قسمت ميله پس از توليد يا خوردگي ميباشد كه نتيجه ذخيره سازي تحت شرايط نامطلوب است...
تغييرات سطحي
يكي از روشهاي بعمل آوري سطح معمولي براي ميخها اصطلاحاً به نام پوشش سيماني خوانده ميشود. پوششهاي سيماني، برخلاف آنچه از نامشان برميآيد، داراي سيمان بعنوان ماده تشكيل دهنده نميباشند. آنها بطور كلي تركيبات رزين بكار گرفته شده در صنعت ميخ سازي بوده كه جهت افزايش مقاومت در برابر كشندگي از طريق افزايش اصطكاك بين ميخ و چوب بكار گرفته ميشوند...
تغيير شكل
ميلههاي ميخ ممكن است داراي فرمهاي متفاوتي از حالت صاف، مدور و موارد ديگر باشند تا آنكه يك افزايش مد نظر را در مساحت سطحي بدون افزايش در وزن ميخ بوجود آورد. ميخهاي مخصوص داراي حالت قلاويز شكل و ديگر ميلههاي غير متعارف معمولاً بصورت تجاري موجود ميباشند ...
نوك ميخ
يك ميخ ميله گرد با نوك دراز و تيز معمولاً داراي مقاومت كششي بيشتر ميباشد مخصوصاً در چوبهاي نرمتر در مقايسه با ميخ مفتولي معمولي (كه معمولا داراي نوك الماسي ميباشد) با اين وجود، نوكهاي تيز در برخي از گونهها از هم جدا ميگردند...
كله ميخ
دسته بندي كلههاي ميخ شامل انواع كلههاي مسطح، بيضي شكل، خزانه شده، خزانه شده عميق و ميخ زير پهن ميباشد و برخي از ميخهاي سرپهن نازك داراي قدرت كافي جهت مقاومت در برابر نيروي كششي مورد نياز به منظور كشيدن آنها از اغلب چوبها بصورت حالت كششي مستقيم ميباشند...
خوردگي و زنگ زدگي
درجايي كه رطوبت وجود دارد، فلزاتي كه در ميخها بكار گرفته شدهاند ممكن است، بهنگامي كه در تماس با چوبي باشند كه برخي از روشهاي محافظتي يا نمكهاي ضد حريق در آنها بكار گرفته شده است، دچار خوردگي شوند(فصل 14 و 17). استفاده از برخي از فلزات يا آلياژهاي فلزي ميتواند باعث كاهش خوردگي شود. ميخهاي مسي، برنز سليكون و ميخهاي ضد زنگ 304 و 316 داراي عملكرد مناسبي در چوبهايي ميباشند كه بوسيله آرسنيك مس آمونياك و آرسنيك مس كرومات تحت حفاظت قرار گرفتهاند...
كوبش
مقاومت ميخها در برابر كشيدگي بصورت كلي بهنگامي كه آنها بصورت موازي با رگههاي چوب كوبيده ميشوند در بيشترين حالت خود خواهد بود. بهنگامي كه ميخ موازي با الياف چوب كوبيده شود (يعني، تا انتهاي قطعه) مقاومت كششي در چوبهاي نرمتر به ميزان 75% يا حتي 50% مقاومت تحصيل شده بهنگامي كه ميخ موازي با رگه كوبيده ميشود افت مينمايد...
محكم كردن يا پرچ كردن
مقاومت كششي ميله صاف، ميخهاي پرچ شده بميزان قابل توجهي بيشتر از ميخهاي پرچ نشده ميباشد. نقطه پيچ پرچ شده در جايي كه ميخ به سمت عضو كناري در حركت ميباشد خم ميگردد...
محكم سازي چوبهاي چند لايه
ويژگيهاي ميخكاري چوبهاي چند لايه به ميزان زيادي متفاوت از چوبهاي معمولي نميباشد، بجز آنكه براي چوبهاي چند لايه ميزان مقاومت بيشتري در برابر ترك خوردگي، بهنگامي كه عمل ميخ كاري نزديك رگهها انجام ميشود، وجود خواهد داشت.
بارهاي مجاز
مباحث قبلي در خصوص بارهاي كششي حداكثر در شرايط تست زمان كوتاه مباحثي را مطرح ساخت. براي طراحي، اين بارها را ميبايست كاهش داد تا دربر دارنده تغيير پذيري، مدت تاثيرات بار و ايمني مربوط بدان باشد...
فاصله گذاري
فاصله انتهايي، فاصله لبهَاي و فواصل ميخها ميبايست بگونهاي باشند كه از ترك خوردگي غير معمول ممانعت بعمل آيد. بعنوان يك قاعده كلي، ميخها را نميبايست در نزديك لبه بخش كناري، بميزان كمتر از نصف ضخامت چوب، بداخل قطعه كاري كوبيد...
تاثيرات مسير رگه چوب
بار جانبي براي ميخ كوبي درحالت رگه كناري بهنگامي بكار گرفته ميشود كه بار در مسير موازي با رگه قطعه كاري يا در زاويه سمت راست با آن باشد. بهنگامي كه ميخها در انتهاي رگه كوبيده ميشوند (موازي با الياف چوب)، بواسطه دادههاي محدود در زمينه گونههاي چوب نرم، معرف اين مسئله ميباشد كه حداكثر مقاومت در برابر جابجايي عرضي به ميزان دو سوم اين مورد براي ميخهاي كوبيده شده در رگه جانبي ميباشد...
تاثيرات ميزان رطوبت
ميخهايي كه در امتداد رگه كناري چوبهاي خشك نشده كوبيده ميشوند داراي بارهاي مقاومتي جانبي حداكثر ميباشند كه تقريباً مساوي با بارهايي است كه براي چوبهاي رطوبت گرفته شده به دست ميآيد، اما بارهاي مقاومت عرضي در 38/0 ميليمتر(015/0 اينچ) مرتبط با لغزش اتصال تا اندازهاي كمتر ميباشند...
ميخهاي ميلهاي دفرمه شده
ميخهاي ميلهاي دفرمه شده تا اندازهاي بارهاي جانبي حداكثر بيشتري را در مقايسه با ميخهاي مفتولي معمولي سبك وزن تحمل مينمايد، اما هر دو از نظر واپيچيدگيهاي كوچك در اتصالات به يك گونه عمل مينمايند. لازم به ذكر است كه يك ميخ ميله دفرمه شده يكسان داراي قطر متفاوتي در مقايسه با ميخ مفتولي معمولي ميباشد...
مدلهاي لغزشي – بار جانبي
مطالعات قابل توجهي به منظور تشريح منحني لغزشي – بار جانبي ميخها، با استفاده از مدلهاي رياضي، انجام پذيرفته شده است اين مدلها از اهميت برخوردار ميباشند چرا كه بوجود آنها بعنوان پارامترهاي ورودي براي مدلهاي پيشرفته آناليزهاي ساختاري نياز خواهيم داشت...
گل ميخ
روش ساخت گلميخهاي مفتولي معمولي همانند ميخهاي مفتولي معمولي ميباشد. آنها داراي نوك اسكنهاي شكل يا الماسي شكل ميباشند و با طول 76 الي 305 ميليمتر (3 تا 12 اينچ ) ساخته ميشوند، قطر آنها بزرگتر از ميخهاي معمولي بوده و طراحي آنها فراتر از اندازه 60d معمولاً بواسطه قطر آنها ميباشد...
سوزن دوخت يا گيره
انواع مختلف سوزنهاي دوخت با تغييرات مختلفي در نوك، شكل ميله و پوششهاي آن، اندازه، پنهاي تاج و طول آن ساخته شدهاند. اين ادوات چفت و بست بصورت كليپ يا گيره و خشابي براي استفاده در ماشينهاي دوخت قابل حمل بادي بكار گرفته ميشوند...
ميخ سنبهاي
يك ميخ سنبهاي در حقيقت يك سنجاق فلزي يا فولادي بزرگ ميباشد كه ممكن است با يا بدون سر يا نوك باشد. اين ميخ در داخل يك سوراخ ايجاد شده بر روي چوب و منفذ مجاور آن فرو ميرود تا آنكه از جدا شدن الوارهاي متصل شده جلوگيري بعمل آورده و همچنين وسيلهاي براي انتقال بار جانبي بشمار ميآيد...
پيچ چوب
انواع معمولي پيچ چوبها بشكل صاف، بيضي شكل يا كله گرد ميباشند. پيچهاي مسطح در صورتي كه نيازمند تحصيل يك سطح صاف ميباشيم بيش از انواع ديگر مورد استفاده قرار ميگيرد...
چفت و بستهاي مربوط به تخته نئوپان
پيچهاي خودكار بصورت معمول در تختههاي نئوپان جاييكه قدرت كششي بكار برده ميشود مورد استعمال قرار ميگيرند. بر اين اساس بهنگامي كه اقدام به سفت نمودن اين پيچها در تختههاي نئوپان ميشود لازم است تا احتياطهاي مربوطه را در نظر گرفت...
پيچ سر چهارگوش
پيچهاي سر چهارگوش معمولاً بواسطه راحتي آنها مورد استفاده قرار ميگيرند، مخصوصاً جاييكه بستن پيچ مشكل باشد و يا جاييكه كاربرد مهره بر روي سطح جالب توجه نخواهد بود...
پيچ مهره دار
تنش بردگاهي چوب زير پيچهاي مهره دار
تنش بردگاهي زير پيچ مهره دار را ميتوان از طريق تفريق بار بر پيچ با محصول LD انجام داد، جاييكه L قدرت پيچ در عضو اصلي و D قطر پيچ ميباشد...
صفحات جانبي فولادي
بهنگامي كه صفحات جانبي فولادي را بكار ميبريم، تنش بردگاهي پيچ موازي با رگه در محدوده نسبي اتصال نسبتا 25% بزرگتر از صفحات جانبي چوبي ميباشد. دفرمه شدگي اتصال در محدوده نسبي بسيار كوچكتر از صفحات جانبي فولادي ميباشد...
فاصله گذاري، لبه و فاصله انتهايي
فاصله مركز به مركز در امتداد رگه ميبايست حداقل 4 برابر قطر پيچ براي بارگيري موازي با رگه باشد. فاصله مركز به مركز حداقل پيچها در امتداد مسير رگه براي بارها كه از طريق صفحات جانبي فلزي و موازي با رگه عمل مينمايند براي تحصيل روال محكم سازي مهرهها مورد نياز ميباشند...
تاثير سوراخهاي پيچ
قدرت بردگاهي چوب با پيچهاي آن به ميزان قابل توجهي تحت تاثير اندازه ونوع سوراخهاي پيچ ميباشد كه در داخل آنها پيچها درج گرديدهاند. يك سوراخ پيچ بسيار بزرگ موجب تحمل غير يكنواخت پيچ ميشود...
اتصالات كانكتور
چندين نوع از كانكتورها طراحي شدهاند كه نسبت به افزايش بردگاهي اتصال و نواحي برشي از طريق بكار گيري حلقهها وصفحات در اطراف پيچهايي كه نگهدارنده عضوهاي اتصال ميباشند اقدام ميكنند. بخشهاي حامل – بار اوليه اين اتصالات بعنوان كانكتورها يا ادوات اتصال دهنده ناميده ميشوند. پيچها معمولاً بمنظور ممانعت از جدايي عرضي اعضا بكار گرفته ميشوند اما در عين حال توانايي مشاركت در حمل برخي از بارها دارند...
پيچهاي متقاطع
پيچهاي متقاطع يا پيچهاي بخيهاي كه در ناحيه نزديك انتهاي اعضاي متصل شده به وسيله كانكتورها يا در نقاط بين كانكتورهاي قرار گرفتهاند اطمينان اضافهاي را بوجود ميآورند علاوه بر اين از آنها ميتوان جهت تقويت اعضا در شرايط تغييرات ميزان رطوبت بهنگام كاربرد، ترك خوردگيهاي پيشرفته بميزان نامطلوب استفاده نمود...
ادامه مطلب...
درجات تنشي الوار و خواص طراحي
الوار اره شده از يك كنده، صرفنظر از گونه و اندازه، داراي خواص مكانيكي بسيار متغيري هستند. استحكام قطعه الوارها ممكن است چند صد درصد با هم متفاوت باشند. براي سادهسازي و صرفهجويي كاربردي، قطعه الوارهاي داراي خواص مكانيكي مشابه در گروههايي قرار داده ميشوند كه درجات تنشي ناميده ميشوند و از روي (الف) يك يا چند معيار طبقهبندي، (ب) مجموعهاي از خواص براي طراحي مهندسي و (پ) يك نام درجه منحصر بفرد تعيين ميشوند...
اين فصل بطور خلاصه راجع به معيارهاي طبقهبندي اداره استاندارد الوارهاي نرم چوب تجاري آمريكا PS20 (1994) در دو روش درجهبندي تنش مباحثي را عرضه داشته و همچنين اين امر كه چگونه خواصي را بايد براي طراحي مهندسي مد نظر داشت نكاتي را به بحث ميگذارد. ...
كميته استاندارد الوار آمريكا
استانداردهاي محصولات اختياري تحت روشهاي انتشار يافته بوسيله بخش تجاري ايالات متحده توسعه يافته است. بخش تجاري موسسه ملي استانداردها و تكنولوژي (NIST)، كه با موسسات قانوني، موسسات بازرسي الوار، محصولات الواري، توزيع كنندگان و عمده فروشان، خردهفروشان، كاربران نهايي و اعضاي موسسات فدرال كار ميكند، از طريق كميته استاندارد الوار آمريكا (ALSC) عمل نموده تا توافق عام اختياري استاندارد نرم چوب را كه استاندارد الوار نرم چوب آمريكا ناميده ميشود(PS 20-94)، را به اجرا در آورد. استاندارد PS 20-94 راههايي را توصيه ميكند كه در آن اصول درجهبندي تنشي ميتواند براي فرمولبندي قوانين درجهبندي تعيين شده بصورت منطبق با استاندارد آمريكا، بكار برده شود. قانون درجهبندي ملي كه تحت حمايتهاي ALSC ميباشد، خصوصيات درجهبندي را براي طبق درجههاي مختلف تعيين ميكند...
قانون درجهبندي ملي
درجهبندي تنشي تحت حمايتي ALSC براي تعدادي از اندازهها و چندين الگوي الواري كه مقررات استاندارد الوار نرم چوب آمريكا را تامين ميكنند، بكار برده ميشوند. با اين وجود، اغلب الوارهاي تنشي درجهبندي شده الوارهاي ابعادي هستند (ضخامت استاندارد 38 تا 89 ميليمتر (بطور اسمي 2 تا 4 اينچ) و بوسيله گروههاي يكنواخت تحت قانون درجهبندي ملي اداره ميشوند...
گروهبندي گونهها
اغلب گونهها با هم گروهبندي ميشوند و الوار حاصل از آنها بعنوان همارز يا معادل در نظر گرفته ميشوند. گونهها معمولا هنگامي گروهبندي ميشوند كه خواص مكانيكي تقريبا يكساني داشته باشند يا هنگامي كه چوب دو يا چند گونه از نظر ظاهري بسيار مشابه باشند يا براي آساني فروش گروهبندي ميشوند...
درجهبندي چشمي روش اصلي براي درجه بندي تنشي است و مبتني بر اين قضيه ميباشد كه خواص مكانيكي الوار با خواص مكانيكي چوب صاف تفاوت دارد زيرا تعدادي از خصوصيات رشد تحت تاثير خواص قرار ميگيرند و اين خصوصيات ميتوانند با چشم ديده شوند و مورد قضاوت قرار گيرند...
گرهها
گرهها رگههاي عرضي با شيبهاي تند را ايجاد ميكنند. جنبه بسيار آسيب رسان به گرهها در الوار اره شده اين است كه پيوستگي رگه در اطراف گره يا به هنگام فرآيند اره كردن گسسته ميشود...
شيب رگه
شيب رگه (رگه عرضي) خواص مكانيكي الوار را كاهش ميدهد زيرا فيبرها موازي لبهها نيستند. قطعات داراي رگه عرضي شديد نيز نامطلوب هستند زيرا آنها با تغيير در محتواي رطوبت تمايل به تابخوردگي پيدا ميكنند...
درزها و تركها
درزها اجزايي از چوب هستند كه بطور طبيعي در عرض يا در ميان حلقههاي ساليانه ايجاد ميشوند و معمولا در اثر خشك كردن حاصل ميشوند. تركها اجزايي از چوب از قطعه الوار تا صفحه مقابل صفحه مجاور هستند كه در اثر پارگي بخشي از سلولهاي چوب حاصل شدهاند...
شكاف
شكاف يك جزء يا يك ضعف در پيوند فيبري بين حلقههاي ساليانه يا ميان آنها است كه فرض ميشود بدون محدوديت بصورت طولي گسترش مييابد. از آنجا كه شكاف مقاومت در برابر برش در نمونههايي كه در معرض خميدگي قرار دارند را كاهش ميدهد،...
فساد
فساد در اغلب شكلها در درجات تنشي ممنوع ميشود يا شديدا محدود ميگردد زيرا اندازهگيري گسترش فساد مشكل است و اثر آن بر روي استحكام، اغلب، بيش از مشاهده چشمي خواهد بود...
در درجهبندي تنشي لازم نيست كه به درون چوب توجه شود زيرا فرض ميشود كه درون چوب و برون چوب، خواص مكانيكي يكساني دارند اما درون چوب، گاهي اوقات، در درجهبندي چشمي مشخص ميشود زيرا درون چوب بعضي از گونهها در برابر فساد از برون چوب مقاومتر است...
كيسههاي قيرگون معمولا اثر خيلي كمي بر روي الوار ساختماني دارند و در صورتي كه كوچك و از نظر تعداد محدود باشند، در درجهبندي تنشي بياهميت ميباشند اما حضور تعداد زيادي كيسههاي قيرگون، لرزش يا ضعف پيوند بين حلقههاي ساليانه را سبب ميشود. ...
لبپريدگي الوار به پوست يا فقدان چوب در كناره يا گوشه يك قطعه الوار، بدون توجه به علت آن (بجز لبههاي آزاد)، مربوط است. شرايط ظاهري، ساخت، سطوح اتكا يا ميخ زني فراوان، عموما محدوديتهاي شديدتري را بر لبپريدگي الوار نسبت به استحكام، تحمل ميكند...
خواص مكانيكي الوار درجهبندي شده چشمي به روشهاي زير تعيين ميشود: (الف) آزمايشهاي يك نمونه شاخص با بخشهاي داراي اندازه كامل (روشهاي آزمايش درجهبندي 1990ASTM D) يا (ب) اصلاح مناسب نتايج آزمايش انجام شده بر روي نمونههاي صاف كوچك (روش 245ASTM D براي چوب صاف كوچك)...
هر خاصيت استحكامي يك قطعه الوار از حاصلضرب استحكام چوب صاف براي گونه در نسبت استحكام محدود استخراج ميشود (حاصل ميشود). نسبت استحكام، نسبت فرضي استحكام يك قطعه الوار با خصوصيات رشد مرئي در حال كاهش استحكام به استحكام آن در غياب خصوصيات آن، ميباشد...
الوار درجهبندي شده با دستگاه، الواري است كه بوسيله يك دستگاه و با استفاده از آزمايش غير مخرب ارزيابي ميشود و به دنبال آن براي ارزيابي خصوصيات معيني كه دستگاه نميتواند بصورت مناسبي ارزيابي كند، درجهبندي چشمي انجام ميشود. ...
عموميترين روش طبقهبندي الوار درجهبندي شده دستگاهي، روش ضريب كشساني E ميباشد. هنگامي كه E به عنوان املاك طبقهبندي براي خواص مكانيكي الوار مورد استفاده قرار ميگيرد، ميتواند به روشهاي مختلف اندازهگيري شود. ...
كنترل كيفيت
روشهاي كنترل كيفيت براي اطمينان از اينككه تنشهاي اندازهگيري شده بوسيله سيستم درجهبندي ماشيني (دستگاهي)، خواص واقعي الوار درجهبندي شده را منعكس ميسازند، ضروري هستند. اين روشها بايد عملكرد صحيح ماشين را بررسي نمايد. بررسي روابط بين خمش و خواص ديگر بوسيله موسسه وضع كننده قوانين بويژه براي تنش فيبر بصورت كشش Ft ، نيز ممكن است لازم باشد...
خواص مكانيكي همراه با كيفيت الوار جهت ارائه تنشهاي طراحي واحد و مدول كشساني مناسب براي كاربردهاي مهندسي، اصلاح ميشوند. در ابتدا، سطح اطمينان پاييني براي الوار تعيين ميشود و سپس اين مقدار براي چروك خوردگي، اندازه، مدت بار و در ASD يك فاكتور امنيت اضافي تصحيح ميشود. اين فاكتورهاي تصحيح در متن زير مورد بحث قرار ميگيرند ...
چروك خوردگي
همانگونه كه در فصل توصيف شد، الوار با تغييرات در محتواي رطوبت چروك خورده و متورم ميشوند. مقدار تغيير ابعادي به تعدادي از عوامل نظير گونه و زاويه حلقه بستگي دارد...
عامل اندازه
بطور كلي، اثر اندازه باعث ميشود الوارهاي كوچك از الوارهاي بزرگ، استحكام واحد بيشتري داشته باشند. دو روش براي محاسبه عوامل تصحيح اندازه يعني روش صاف كوچك و روش در حال درجهبندي وجود دارد...
اثرات دمايي
هنگامي كه چوب تا زير دماهاي طبيعي سرد ميشود، خواص آن افزايش مييابد. هنگامي كه گرم ميشود، خواص آن كاهش مييابد. ميزان اين تغييرات به محتواي رطوبت بستگي دارد. در بالاتر از دماي 65 درجه سانتيگراد (150 درجه فارنهايت) اثر دما بوسيله كدهاي طراحي، برگشتپذير در نظر گرفته ميشود...
ادامه مطلب...
الوار تجاري
بطور كلي، الوار تجاري، الواري است كه در مسيرهاي عادي تجارت، خريد و فروش ميشود. الوار تجاري در انواع شكلها، گونهها، انواع و در موسسات تجاري مختلف، هم عمده فروشي و هم خرده فروشي، يافت ميشود. اغلب الوارهاي تجاري بوسيله قوانين استاندارد شدهاي كه خريد را كم و بيش در تمام كشور يكنواخت ميسازند، درجهبندي ميشوند...
يك كنده درخت هنگام اره كشي (بريدن)، الواري با كيفيت متغير توليد ميكند. براي آنكه كاربران بتوانند الواري خريداري نمايند كه بهترين تناسب را با كارشان داشته باشد، الوار به گروههاي كاربردي كه هر كدام محدوده مناسبي از نظر كيفيت دارند، درجهبندي ميشوند...
عموما، يك قطعه الوار مبتني بر تعداد، نقش و محل خصوصياتي كه استحكام، دوام يا ارزش استفاده از الوار را كاهش ميدهند، درجهبندي ميشود. گرهها، تركها، كيسههاي قيرگون، شكاف و لكهشدگي از جمله خصوصيات مرئي عموميتر ميباشند كه بعضي از آنها، يك بخش طبيعي از درخت هستند. بعضي از درجات، فاقد اين خصوصيات هستند. درجات ديگر، كه حجم بزرگي از الوار را تشكيل ميدهند، شامل گرههاي نسبتا متعدد و ويژگيهاي ديگري ميباشند. الواري كه شامل اين خصوصيات است، با درجهبندي مناسب، براي بعضي كاربردها كاملا رضايت بخش ميباشد...
الوار سخت
كاربرد اصلي الوار سخت معمولا در قالب توليد قطعات چوبي بصورت مبلمان، اجزاي كابينت و پالتها يا استفاده مستقيم در كفسازي، قابسازي، قالبسازي و مصنوعات چوبي ميباشد. الوار سخت به سه گروه اصلي درجهبندي شده و فروخته ميشوند: الوار كارخانهاي، قطعات ابعادي و محصولات بازاري پرداخت شده...
الوار كارخانهاي
درجات
قوانين پذيرفته شده بوسيله انجمن ملي الوار سخت، در درجهبندي الوار سخت در موارد كاربردي مختلف از برش به قطعات كوچكتر تا ساخت مبلمان يا ساير محصولات مصنوعي، بعنوان استاندارد در نظر گرفته ميشوند...
ابعاد استاندارد
طولهاي استاندارد الوار سخت از 21 تا m8/4 (4 تا 16 فوت) با افزايشهاي mm 300(ft-1) ميباشند. مقادير ضخامت استاندارد براي الوار سخت، ناهموار (ناصاف) و صاف شده از هر دو طرف (S2S)، در جدول 4-5 ارائه شدهاند...
محصولات بازاري پرداخت شده
بعضي از محصولات الواري سخت چوبها به شكل نسبتا پرداخت شده و با فرآوري پيشبيني شده كم با بدون فرآوري پيشبيني شده بيشتر، درجهبندي ميشوند. كف پوش، احتمالا، محصول بازاري پرداخت شده با بالاترين حجم ميباشد. ساير مثالها، توفال، روكش، تراورسها، تختههاي ضخيم، تختههاي اتومبيل، الوارهاي ساختماني، الوارها(تيرهاي چوبي)، چوبهاي تراشيده، قالبها، كف پلهها و ارتفاع(بلندي) پلهها ميباشند. ...
الوار چوب نرم
چندين سال است كه الوار چوب نرم به عنوان يك الوار خام اوليه تنوع چوب را براي ساختمان سازي و توليد محصولات نشان داده است. الوار چوب نرم در اين نقش، انواع گستردهاي از محصولات را از چند نوع گونه مختلف توليد كرده است. اولين قوانين درجهبندي با ضمانت صنعتي (توصيف محصولات) براي الوار چوب نرم كه قبل از سال 1900 ايجاد شدهاند نسبتا ساده هستند زيرا كارخانجات چوببري و الوارسازي ، الوارهاي خود را بصورت محلي ميفروختند و درجهبندي فقط اهميت محلي داشت...
الوار انتخابي عموما بدون تنش درجهبندي شده اما به علت اهميت زياد ظاهر چوب در فرآيند درجهبندي، يك گروه جداگانه را تشكيل ميدهد. الوار انتخابي در پرداختهاي (لعابكاريهاي) طبيعي و رنگآميزي مورد توجه قرار ميگيرد...
الوار عمومي بصورت طبيعي محصولي است كه بدون تنش درجهبندي شده است. درجات الوار عمومي براي ساختمانسازي و اهداف كاربردي مناسب هستند. الوار عمومي، بطور كلي، با توجه به گونهها و قوانين درجهبندي مربوطه به 3 تا 5 درجه مختلف تقسيم ميشوند...
الوار ساختماني
تقريبا تمام الوارهاي استاندارد الوار چوب نرم با ضخامت 38 تا mm 89 (بطور اسمي 2 تا in 4)، بطور واقعي 2/1- 1 تا in 2/1- 3) به صورت الوار ابعادي توليد ميشوند. الوار ابعادي با تنش درجهبندي ميشود و خواص مجاز آن براساس قانون درجهبندي ملي كه بخشي از سازمان استاندارد الوار چوب نرم آمريكايي است، در نظر گرفته ميشوند...
الوار ورقه ورقه يا متورق ساختماني
الوار ورقه شده يا متورق ساختماني، خصوصيات بكار رفته براي جداسازي الوارهايي را توصيف ميكند كه در الوارهاي ساختماني چسبانده شده- ورقه ورقه شده (لايه لايه شده) (گلولام) بكار برده ميشوند. بطور كلي، خواص مجاز بطور جداگانه به درجات لايه لايه سازي (ورقهسازي) اختصاص مييابد...
الوار كارخانهاي و مغازهاي
الوار درختان سوزني برگ در انواع گستردهاي از گونهها، درجات و اندازهها براي كاربردهاي صنعتي تهيه ميشوند تا به اندازههاي معين كوچكتر بريده شوند و بخشهاي تكميل ساير محصولات را تشيكل دهند. در فرآيند توليد ثانويه، توصيف درجه، اندازه و غالبا ظاهر كامل قطعه چوبي تغيير ميكند. ...
الوارهاي صاف صنعتي
اين درجات براي الوار تزئيني، پايه كابينت، پايه در گاراژ و ديگر اجزاي محصولات در جايي كه ظاهر عالي، خواص مكانيكي و فيزيكي و خصوصيات پرداخت كاري مهم هستند، به كار برده ميشود. درجات اصلي، B و بهتر، D, C صنعتي هستند...
الوارهاي قالبي، نردباني، تيرك تانك و مواد مخصوص ساخت مداد
الوار نردبان حاصل از كاج جنوبي به صورت انتخابي و صنعتي موجود است. الوارهاي قالببندي، مخزن، تيرك، پله نردبان، صندلي استاديوم، جعبه و مداد ديگر گروههايي بشمار ميآيند كه به سمت محصول نهايي جهت يافتهاند...
الوار درختان سوزني برگ، چنانكه در قوانين درجهبندي مختلف ذكر شده، بصورت مضاربي از طول mm 300 (ft 1) ساخته ميشوند. عملا، مضارب mm 600 (ft 2) (با اعداد زوج) براي اغلب الوارهاي ساختماني، عموميت دارند...
الوار ميتواند بصورت زير (ناهموار) يا صاف (پوشيده شده) توليد ميشود. الوار زبر داراي نقصهاي سطحي است كه در اثر عمليات اوليه اره كشي ايجاد شده است و بسته به نوع دستگاههاي كارخانه چوببري و الوارسازي، هم ضخامت و هم پهناي آن با مقادير متفاوتي بزرگتر از اندازه مورد نظر است. الوار زبر بعنوان يك ماده خام براي توليد ثانويه و نيز براي بعضي كارهاي تزئيني مورد استفاده قرار ميگيرند...
اغلب الوارها تحت نظارت ادارات بازرسي و موسسات درجهبندي، مورد كنترل و درجهبندي قرار ميگيرند. اين سازمانها بر درجهبندي كارخانه و الوارسازي نظارت ميكنند و خدمات نظارت را براي حل مناقشات مربوط به محمولههاي الواري فراهم مينمايند...
اغلب محصولات الواري، پس از توليد اوليه از طريق عمده فروشان به كارخانجات توليد مجدد يا به بازارهاي خرده فروشي، فروخته ميشوند. عمده فروشي، به علت انواع بسيار گسترده محصولات الواري، بسيار تخصصي است. بعضي از سازمانها فقط با تعداد محدودي از گونهها يا محصولات سرو كار دارند. در جايي كه توليد كننده اوليه بتواند به آساني، مشتريها را شناسايي كند، فروش مستقيم انجام ميشود...
الوار ساختماني براي ساخت و ساز
الوار ابعادي، يك الوار درجهبندي شده تنشي اصلي است كه در يك مكان خرده فروشي وجود دارد. اين الوار، اصولا الواري براي ساخت تير، لايه شيرواني و ميلههاي چوبيميباشد در اين موارد استحكام، سفتي و يكنواختي اندازه، شرايط اساسي هستند. الوار ابعادي غالبا فقط به صورت يك يا دو چوب از چوبهاي ساختماني عمودي نظير كاج، صنوبر، شوكران يا سرو نوئل و تقريبا در تمام مكانها موجود ميباشد...
تكميل پروژه ساخت وساز معمولا به وجود انواع الوارها به صورت پرداخت شده يا نيمه پرداخت شده بستگي دارد. موارد زير، بسته به مكان الوار فقط در بعضي از گونهها، پرداختها يا اندازهها موجود ميباشند...
ملاحظات مهم خريد: بعضي از نكاتي كه در هنگام سفارش دادن الوار بايد مدنظر قرار بگيرد بصورت زير ميباشند: ...
ادامه مطلب...
خواص مكانيكي چوب
خواص مكانيكي ارائه شده در اين فصل از آزمايشهاي انجام شده بر روي قطعات كوچك چوب كه اصطلاحا تحت عنوان قطعات «صاف» يا «راست رگه» ناميده ميشوند، حاصل شدهاند، چرا كه شامل خصوصياتي نظير گرهها، رگه عرضي، تركها و شكافها نميباشند. اين قطعات آزمايشي خصوصيات آناتومي نظير حلقههاي رشدي، كه در الگوهاي ثابت داخل هر قطعه وجود دارند، را دارا ميباشند. نمونههاي چوب صاف معمولا در مكانيك چوب تحت عنوان قطعات «يكنواخت يا همگن» در نظر گرفته ميشوند...
بسياري از خواص مكانيكي چوب كه در اين فصل جدولبندي شدهاند از روشهاي نمونهگيري و آناليز گسترده حاصل شدهاند. اين خواص تحت عنوان ميانگين خواص مكانيكي نمونهها نشان داده ميشوند. بعضي از خواص نظير كشش موازي رگه و تمامي خواص بعضي از گونههاي وارداتي، بر مبناي تعداد محدودتري از گونهها ميباشند كه در معرض روشهاي نمونهگيري و آناليز مشابه قرار نگرفتهاند. چگونگي خواص گونههاي اخير به منظور مشخص نمودن خواص ميانگين آنها هنوز بطور كامل محرز نميباشد، با اين وجود، اين خواص بهترين اطلاعات موجود را نشان ميدهند...
تغييرپذيري يا تغيير در خواص در تمام مواد، عمومي است. از آنجا كه چوب يك ماده طبيعي است و از آنجا كه درخت در معرض بعضي اثرات متغير مداوم (نظير رطوبت، شرايط خاك و فضاي رشد) قرار دارد، خواص چوب حتي در ماده صاف بطور قابل توجهي تغيير ميكند. اين فصل اطلاعاتي را كه مورد ماهيت و بزرگي تغييرپذيري خواص ممكن است، ارائه ميدهد...
چوب ممكن است تحت عنوان ماده اورتوتروپيك (داراي محور اصلي عمودي) توصيف شود. يعني چوب در جهت سه محور متقابلا عمود: طولي، شعاعي و مماسي، خواص مكانيكي مستقل و منحصر بفرد دارد. محور طولي L با فيبر (رگه) موازي است. محور شعاعي R براي حلقههاي رشد عادي است (عمود بر رگه در جهت شعاعي) و محور مماسي T بر رگه عمود اما بر حلقههاي رشد مماسي است. اين محورها در شكل 4-1 نشان داده شدهاند...
خواص مكانيكي كه غالبا اندازهگيري ميشوند و تحت عنوان «خواص استحكامي» ناميده ميشوند از نظر طرح شامل مدول گسيختگي در خمش، حداكثر تنش در تراكم موازي رگه، تنش تراكمي عمود بر رگه و استحكام برشي موازي رگه ميباشد. اندازهگيريهاي اضافي غالبا از سنجش كار براي ماكزيمم بار در خمش، استحكام خمشي ضربهاي، استحكام كششي عمود بر رگه و سختي تشكيل شده است. اين خواص بر اساس گروههاي سخت چوب و نرم چوب (به سختي يا نرمي ارتباط ندارد) درختان جنگلي پهناور، گروهبندي شدهاند و براي تعدادي از گونههاي تجاري مهم در جدولهاي 3-4 تا 5-4 داده شدهاند...
استحكام پيچشي- مقاومت در برابر پيچخوردگي حول يك محور طولي. استحكام برش پيچشي براي بخشهاي توپر چوب، به عنوان استحكام برشي موازي با رگه در نظر گرفته ميشود. دو سوم مقدار استحكام برش پيچشي بعنوان تخميني از تنش برش پيچشي در حد نسبي بكار برده ميشود...
خزش و دوام بار- تغيير شكل وابسته به زمان در چوبي كه تحت بار قرار گرفته است. اگر اين بار به اندازه كافي زياد و دوام بار طولاني باشد، شكست (خزش- گسيختگي) بطور اساسي اتفاق خواهد افتاد. زمان مورد نياز براي رسيدن به گسيختگي، عموما دوام بار ناميده ميشود. دوام بار يك عامل مهم در مقادير طراحي نصب (كارگذاري) ميباشد. خزش و دوام بار در بخشهاي بعدي اين فصل توصيف ميشوند...
خستگي- مقاومت در برابر شكست تحت تركيبات خاصي از شرايط بارگذاري چرخهاي: فركانس و تعداد سيكلها (چرخهها)، تنش ماكزيمم، نسبت تنش ماكزيمم به تنش مينيمم (حداقل) و عوامل كم اهميتتر ديگر. عوامل اصلي كه برخستگي در چوب تاثير ميگذارند بعدا در اين فصل بحث ميشوند...
سرعت صوت در يك الوار ساختماني، تابعي از ضريب كشساني و چگالي ميباشد. در چوب، سرعت صوت با جهت (مسير) رگه تغيير ميكند زيرا ضريب كشساني عرضي خيلي كمتر از مقدار طولي آن است (به كوچكي 20/1)، سرعت صوت در عرض رگه تقريبا يك پنجم تا يك سوم مقدار طولي آن است...
اصطكاك داخلي
هنگامي كه الوار توپر زياد كشيده ميشود، بعضي از انرژيهاي مكانيكي آن بصورت گرما تلف ميشوند. اصطكاك داخلي، اصطلاحي است كه براي مشخص كردن مكانيسمي كه سبب اين اتلاف انرژي ميشود، بكار ميرود. مكانيسم اصطكاك داخلي در چوب، تابع پيچيدهاي از دما و محتواي رطوبت است. عموما مقدار محتواي رطوبتي وجود دارد كه در آن، در هر دو طرف اين و حداقل، هنگامي كه محتواي رطوبت از صفر تا نقطه اشباع فيبر افزايش مييابد، اصطكاك داخلي افزايش مييابد...
جسمي كه از چوب ساخته شده، اساسا سنگينتر از آب است. وزن مخصوص آن بدون توجه به گونه چوب در حدود 5/1 است. با اين وجود، چوب خشك اغلب گونهها روي آب شناور ميشود و بنابراين واضح است كه بخشي از حجم قطعه چوب بوسيله منافذ و حفرههاي سلولي پر شده است.انحرافات (تغييرات) در اندازه اين دهانهها و در ضخامت ديوارههاي سلولي سبب ميشود بعضي از گونهها نسبت به گونههاي ديگر ماده چوبي بيشتري در واحد حجم داشته باشند و بنابر اين وزن مخصوص بالاتري دارند...
گره بخشي از يك شاخه است كه به تنه درخت متصل شده است. تاثير گره بر روي خواص مكانيكي يك شاخه چوبي بواسطه جلوگيري از پيوستگي و تغيير در جهت الياف چوبي همراه گره ميباشد. تاثير گرهها به اندازه، مكان، شكل و كامل بودن (بيعيب بودن) آنها، شيب محلي همراه (وابسته به) رگه و نوع تنشي كه شاخه چوبي در معرض آن قرار دارد، بستگي دارد...
اثرات جهتگيري حلقه رشد ساليانه حد واسط به صورت محدود مورد مطالعه قرار گرفتهاند. ضريب كشساني، تراكم (فشردگي) تنشي عمود بر دانه در حد نسبي و استحكام كششي عمود بر دانه تمايل دارند. در جهتگيري 45 درجه و 0 درجه تقريبا يكسان باشند اما براي بعضي گونهها، اين مقادير 40% تا 60% كمتر از جهتگيري 45 درجه ميباشند...
بافت چوبي غير عادي غالبا با خميدگي تنه درخت و كج شدگي شاخههاي بزرگ هم در كاجها و هم در پهن برگان همراه است. عموما عقيده بر اين است كه چنين چوبي به عنوان پاسخ طبيعي درخت نسبت به برگشت تنه درخت يا شاخههاي بزرگ آن به وضعيت طبيعيتر آن تشكيل ميشود بنابراين، چوب كششي ناميده ميشود...
تنشهاي تراكمي اضافي در امتداد رگه كه شكستهاي جزئي را ايجاد ميكنند، ميتوانند در اثر خميدگي اضافي درختان پابرجا ناشي از باد يا برف، افتادن درختان در عرض سنگهاي ساييده شده و كندهها يا ناهمواريهاي زمين و بكار بردن ناهموار (غير يكنواخت) كندهها يا الوارها ايجاد شوند. شكستهاي تراكمي نبايد با چوب تراكمي اشتباه شوند. در بعضي نمونهها، شكستهاي تراكمي در سطح يك تخته بصورت خطوط يا مناطق تشكيل شده بوسيله چينخوردگي يا پيچيدگي (تاب برداشتن) سلولها، ديده ميشوند...
افرا، گردوي آمريكايي، زبان گنجشك سفيد و تعدادي از گونههاي ديگر، غالبا، بوسيله سوراخهاي كوچك ايجاد شده توسط داركوبها آسيب ميبينند. اين سوراخهاي حاصل از نوك پرندگان، اغلب، در رديفهاي افقي و گاهي اوقات دور تا دور درخت يافت ميشوند و يك لكه قهوهاي يا سياه كه بصورت يك رگه معدني مشخص ميشود از هر سوراخ (منفذ) خارج ميشود...
تعدادي از گونههاي چوب محتوي عصارههاي قابل برداشت يا شيرهها در گونههايي نظير سياه كاج، سرخ چوب، سدر سرخ غربي و خرنوب سياه(اقاقيا) بسيار فراوانند...
علاوه بر اثر برگشتپذير دما بر روي چوب، يك اثر برگشتناپذير در دماي بالا وجود دارد. اين اثر دائمي يكي از عوامل انحطاط ماده چوبي است كه منجر به از دست دادن (كاهش) وزن و استحكام ميشود. اين كاهش به عواملي بستگي دارد كه شامل محتواي رطوبت، متوسط حرارت دهي، دما، دوره مجاورت ميباشد و تا حدي گونه و اندازه قطعه را نير در بر ميگيرد...
هنگامي كه يك شاخه چوبي تحت بار قرار گيرد، ابتدا بصورت كشساني (الاستيك) تغيير شكل مييابد. اگر بار همچنان باقي بماند، تغيير شكل اضافي وابسته به زمان روي ميدهد كه خزش ناميده ميشود. خزش حتي در تنشهاي خيلي كم هم روي ميدهد و تا يك دوره چند ساله ادامه خواهد يافت. در تنشهاي به اندازه كافي بالا، اصولا شكست روي ميدهد...
خزش نسبي در مقادير تنش پايين با خمش، كشش يا فشردگي (تراكم) موازي با دانه مشابه است اما با توجه به تغيير شرايط رطوبت، در تنش كمي كمتر از خمش تراكم خواهد بود. خزش نسبي در عرض دانه از نظر كيفي با خزش موازي با دانه مشابه است اما احتمالا از آن بزرگتر است. رفتار خزشي تمام گونههاي بررسي شده، تقريبا با هم يكسان است...
دوام بار يا زماني كه در طي آن يك بار بر روي يك عضو چوب عمل ميكند، بصورت پيوسته يا بصورت متناوب، در تعيين باري كه عضو چوب ميتواند با ايمني تحمل كند، عامل مهمي است. دوام بار ممكن است تحت تاثيرات تغييرات دمايي و رطوبت نسبي قرار گيرد...
در مهندسي، عبارت خستگي بصورت آسيب در حال پيشرفتي تعريف ميشود كه در مادهاي كه در معرض بارگذاري چرخهاي قرار دارد، روي ميدهد. اين بارگذاري ممكن است تكرار شود (تنشهاي داراي علامت يكسان يعني هميشه تراكم يا هميشه كشش) يا به حال اول برگردد ...
در شرايط دمايي معتدل و نسبتا خشك كه چوب از تاثيرات مخرب نظير فساد محافظت ميشود، خواص مكانيكي چوب تغيير كمي را با زمان نشان ميدهد. نتايج آزمايش الوارهاي بسيار كهنسال نشان ميدهند كه كاهش مهم استحكام چوب صاف فقط چندين قرن پس از شرايط پير شدگي طبيعي روي ميدهد. سالم بودن چوب داراي عمر چند قرن در بعضي درختان پابرجا (بعنوان مثال سرخ چوب) دوام چوب را نيز تاييد ميكند...
اثر محلولهاي شيميايي بر روي خواص مكانيكي به نوع خاص ماده شيميايي بستگي دارد. مايعات بدون متورم شدگي نظير روغنهاي نفتي و كرئوزدت (روغن قطران) اثر محسوسي بر روي خواص ندارند. خواص، در حضور آب، الكل يا ساير مايعات آلي متورم كننده چوب، كاهش مييابند اما اين مايعات ماده چوب را بصورت شيميايي تجزيه نميكند. كاهش خواص تا حد زيادي به ميزان تورم (بادكردگي) بستگي دارد و اين كاهش پس از حذف مايعات متورم كننده، جبران ميشود. آمونياك بدون آب تا حد قابل ملاحظهاي استحكام و سفتي چوب را كاهش ميدهد اما اين خواص، هنگامي كه آمونياك خارج ميشود (حذف ميشود) تا اندازه زيادي جبران ميشود. بطور كلي درون چوب نسبت به برون چوب كمتر تحت تاثير قرار ميگيرند زيرا غير قابل نفوذتر است. بنابراين، پوششهاي چوبي كه نفوذ مايع را كند ميكنند معمولا مقاومت طبيعي در برابر مواد شيميايي را بالا ميبرند...
اغلب براي بالا بردن عملكرد آتش گرفتن (احتراق) چوب يا براي افزايش مقاومت چوب در برابر فساد در هنگام استفاده، آن را با مواد شيميايي ميپوشانند و بدينگونه مورد محافظت قرار ميدهند.. هر مجموعه از مواد شيميايي و فرآيندهاي پوششي اثر منحصربفردي بر روي خواص مكانيكي چوب پوشانده شده، دارد...
محافظت كنندههاي روغن مانند كاهش استحكام محسوسي ايجاد نميكنند زيرا آنها با اجزاي ديوارههاي سلولي چوب بصورت شيميايي واكنش نميكنند. با اين وجود، در صورتي كه پارامترهاي خشك كردن در حال برگشت (بعنوان مثال بولتوني كردن، بخار دادن يا شرايط خشك كردن با بخار) استفاده شوند يا چنانچه دماها يا فشارهاي اضافي در طي فرآيند پوشاندن بكار برده شوند، پوشاندن با محافظت كنندههاي روغن مانند ميتواند بطور معكوس بر استحكام تاثير بگذارند...
پوششهاي محافظت كننده غوطهوري در آب ميتوانند خواص مكانيكي چوب را كاهش دهند. استانداردهاي پوشاندن شامل شرايط مخصوص عملياتي ميباشند كه به جلوگيري از كاهش استحكام يا كاهش محدود استحكام حاصل از فرآيند پوشاندن مواد شيميايي يا پوشاندن با محافظت كنندههاي غوطهور در آب توجه ميكنند...
چوب، گاهي اوقات با منومرهايي نظير متيل متاكريلات كه بعدا پليمريزه ميشوند، بارور ميشود. تعدادي از خواص مكانيكي چند سازه چوب – پلاستيك حاصله از خواص چوب اصلي بيشتر ميشوند كه عموما به علت پر شدن فضاهاي خالي ساختمان چوب با پلاستيك ميباشد. فرآيند پليمريزاسيون و ماهيت شيميايي و كميت شيميايي مونومرها بر خواص چند سازه (تركيب) اثر ميگذارند...
چوب، گاهي در معرض تشعشع هستهاي قرار ميگيرد. مثالها شامل ساختارهاي چوبي همراه رآكتورهاي هستهاي (واكنشگاههاي هستهاي)، پليمريزاسيون چوب با پلاستيك با استفاده از تشعشع هستهاي و تخمين غير مخرب چگالي چوب و محتواي رطوبت آن ميباشند. مقادير بسيار زياد پرتوهاي گامات يا نوترونها ميتواند سبب تخريب اساسي چوب شود...
قارچهاي كپكي و زنگزدگي بر اكثر خواص مكانيكي چوب تاثير زياد ميگذارند. زيرا چنين قارچهايي مواد داخل حفرههاي سلولي را ميخورند يا بجاي خود ديواره ساختماني به ديواره سلولي ميچسبند. مدت زمان عيب و گونههاي قارچي مورد نظر عوامل مهمي در تعيين ميزان تخريب هستند....
بر خلاف قارچهاي كپكي و زنگزدگي، قارچهاي تخريب كننده چوب (قارچهاي فسادي) استحكام را از طريق تغيير شكل جزء سلولز چوب كه به چوب استحكام ميدهد، بطور جدي كاهش ميدهند....
ادامه مطلب...
ساختمان چوب
ماهيت فيبري چوب به شدت تحت تاثير چگونگي استفاده از آن قرار ميگيرد. چوب، اصولا از سلولهاي تو خالي، دراز و دوكي شكل تشكيل شده كه در امتداد تنه درخت و موازي با يكديگر آرايش يافتهاند. هنگامي كه الوار و ساير محصولات از درخت بريده ميشوند، خصوصيات اين سلولهاي فيبري و آرايش آنها بر خواصي نظير استحكام و چروكيدگي و نيز الگوي رگههاي چوب، اثر ميگذارند. اين فصل بطور خلاصه بعضي از اجزاي ساختمان چوب را توصيف ميكند...
پوست، چوب، شاخهها و كامبيوم (لايه زاينده)
پوست، كه به دو بخش تقسيم ميشود: يك بخش چوب پنبهاي مرده بيروني (A) كه ضخامت آن براساس گونه و سن درخت تا حد زيادي تغيير ميكند و يك بخش زنده داخلي نازك (B) كه غذا را از برگها به بخشهاي در حال رشد درخت منتقل ميكند. چوب، كه در درختان قابل فروش اغلب گونهها، بوضوح (بطور واضح) به برون چوب (D) و درون چوب (E) تقسيم ميشود و ناحيه مغزي (F)، بخش مركزي كوچك بافت ميباشد كه در مركز ساقهها، شاخهها و تركهاي درخت قرار گرفته و رشد اوليه چوب در آن صورت ميگيرد...
برون چوب و درون چوب
برون چوب بين كامبيوم (لايه زاينده) و درون چوب قرار گرفته است (شكل 1-2 (D)). برون چوب هم محتوي سلولهاي زنده است و هم محتوي سلولهاي مرده و كار آن بطور كلي ذخيره سازي غذا است. برون چوب در لايههاي بيروني نزديك كامبيوم، كار انتقال آب يا شيره گياهي را انجام ميدهد...
حلقه هاي رشد
در اغلب گونهها در آب و هواي معتدل، تفاوت بين چوب بهاره كه در فصل رشد زودتر تشكيل ميشود و چوب پاييزه كه بعدا تشكيل ميشود، براي توليد و تشخيص حلقههاي رشد ساليانه بصورت كاملا متمايز كافي است. سن يك درخت بوسيله شمردن اين حلقهها در كنده يا در برش عرضي تنه تعيين ميشود...
هنگامي كه حلقه هاي رشد برجسته و نمايان هستند، مثلا در اغلب سوزني برگان و پهن برگان داراي حلقه متخلخل، خواص فيزيكي چوب اوليه با چوب پاييزه تا حد زياد و بطور قابل ملاحظهاي متفاوت است. چوب اوليه سبك وزنتر، نرمتر و ضعيفتر از چوب پاييزه است. بعلت بيشتر بودن چگالي چوب پاييزه، گاهي اوقات، بخشي از چوب پاييزه براي تشخيص استحكام چوب بكار برده ميشود...
سلولهاي چوب
سلولهاي چوب- اجزاي ساختماني بافت چوب- داراي اندازهها و شكلهاي مختلفي هستند و بصورت كاملا محكم به يكديگر ميچسبند. سلولهاي چوب خشك ممكن است خالي باشند يا بطور جزئي با رسوباتي نظير صمغها و رزينها يا با تيلوزها پر شده باشند...
سخت چوبها علاوه بر الياف، سلولهايي با قطر نسبتا بزرگ به نام آوند يا منفذ دارند. اين سلولها، مجراهاي اصلي در حركت شيره گياهي هستند. نرم چوبها براي انتقال شيره گياهي بصورت طولي در درخت از اين مزيت برخوردار نميباشند، بلكه آنها براي انجام اين كار از وجود تراكئيدها بهره ميجويند...
تركيب شيميايي
چوب خشك اصولا از سلولز، ليگنين، همي سلولزها و مقادير كمي (5% تا 10%) مواد عصارهاي تشكيل شده است. سلولز، جزء اصلي چوب است، تقريبا 50% وزن ماده چوب را شامل ميشود. سلولز، يك پليمر خطي با وزن مولكولي بالاست كه شامل زنجيرهايي داراي 1 تا بيش از 4 مونومر (تكپار) گلوكز با اتصال β ميباشد...
. ليگنين در تركيب لاستيك و مخلوطهاي بتوني نيز بكار برده ميشود. مقادير كمي از ليگنين براي توليد وانيلين جهت طعم دهندگي و براي توليد حلالها مورد استفاده قرار ميگيرد. تحقيات اخير، پتانسيل كاربرد ليگنين در توليد چسبهاي چوب را بررسي ميكند...
هم مواد خارجي آلي و هم مواد خارجي غير آلي (معدني) در چوب يافت ميشوند. جزء آلي، حالت عصارهاي را بخود ميگيرد و در خواصي نظير رنگ، بو، مزه، مقاومت در برابر فساد چوب، چگالي، نمگيري و طوبتگيري و قابليت اشتعال بكار گرفته ميشوند...
محصولات غير فيبري گرانبهايي از چوب ساخته ميشوند كه شامل مخازه دريايي، محصولات جانبي خمير كاغذ، وانيلين، اتيل الكل، ذغال، شيرهها و محصولات ساخته شده از پوست درخت ميباشند...
تشخيص گونهها
تعدادي از گونههاي چوبي، خواص مكانيكي يا شيميايي منحصربفردي دارند. بهرهبرداري مناسب از گونهها، نشان ميدهد كه اين گونهها بايد از طريق شناسايي خواص خود با شرايط كاربرد نهايي متناسب و منطبق شوند. اين كار به شناسايي گونههاي چوب بصورت مستقل از پوست، شاخ و برگ و ساير خصوصيات درخت، نياز دارد....
تنوع استفاده از چوب را ميتوان بوسيله كاربردهاي گسترده و محصولات متنوع آن نشان داد. اين تنوع، حاصل طيفي از خصوصيات فيزيكي مطلوب الوار يا خواص انواع گونههاي چوب ميباشد. در بعضي موارد، بيش از يك مورد از خواص مرتبط با چوب در محصول نهايي اهميت دارد. به عنوان مثال، براي انتخاب گونهاي از الوار و توليد محصول مشخصي از آن، ارزشهاي مرتبط با نوع ظاهري چوب نظير بافت، الگوي رگه يا رنگ ممكن است در مقابل مواردي چون قابليت ماشينكاري، ثبات ابعادي يا مقاومت در برابر فساد، مورد ارزيابي قرار گيرد...
چوب رطوبت را با هوا مبادله ميكند. مقدار و جهت اين مبادله (بدست آوردن يا از دست دادن آن) به رطوبت نسبي و دماي هوا و مقدار آب موجود در چوب بستگي دارد. اين رابطه با رطوبت، تاثير مهمي بر روي خواص و عملكرد چوب دارد. اين فصل، خواص فيزيكي بسيار مهم در طراحي محصولات چوبي را مورد بحث قرار ميدهد.
شكل ظاهري
رگه و بافت
عبارات رگه و بافت در مورد چوب عموما نامرتبط جلوه مينمايد. رگه در مراجع و منابع علمي اغلب براي حلقههاي ساليانه رشد بكار برده ميشود مانند رگه ريز و رگه درشت اما براي نشان دادن جهت الياف نيز مورد استفاده قرار ميگيرد مانند رگه راست، رگه مارپيچي (حلزوني) و رگه مجعد...
الوار اره شده مماسي و شعاعي
الوار ميتواند از كنده درخت به دو روش مجزا بريده شود: (الف) مماس با حقلههاي (دايرههاي) ساليانه رشد كه در پهن برگان، الوار مسطح اره شده يا مماسي اره شده و در سوزني برگان، الوار رگه بريده (رگه شكافته) توليد ميكند و (ب) بصورت شعاعي از مغز چوب با موازي با شعاعها ...
ميزان رطوبت
ميزان رطوبت چوب بصورت وزن آب چوب مورد نظر بعنوان كسري از، معمولا درصدي از، وزن چوب خشك شده در كوره تعريف ميشود. وزن، چروك خوردگي، استحكام و ساير خواص به ميزان رطوبت چوب بستگي دارند. ميزان رطوبت درختان ميتواند از حدود 30% تا بيش از 200% وزن توده چوب تغيير ميكند. ميزان رطوبت برون چوب چوبهاي نرم (درختان سوزني برگ) معمولا بيشتر از درون چوب آنها است...
چوب سبز و نقطه اشباع فيبر
رطوبت در چوب ميتواند بصورت آب مايع (آب آزاد) يا بخار آب در مجراها و حفرههاي سلولي و بصورت آبي كه بگونه شيميايي (آب محبوس) در داخل ديوارههاي سلولي نگهداري ميشود، وجود داشته باشد...
ميزان رطوبت متوازن
ميزان رطوبت چوب در زير نقطه اشباع الياف، هم تابعي از رطوبت نسبي است و هم تابعي از دماي هواي اطراف (محيط). ميزان رطوبت متوازن(EMC) بعنوان ميزان رطوبتي تعريف ميشود كه در آن، چوب نه رطوبت را به خود ميگيرد و نه از دست ميدهد...
چروكيدگي
هنگامي كه ميزان رطوبت بيشتر از نقطه اشباع الياف است، چوب از نظر ابعادي پايدار است. چنانچه چوب رطوبت بگيرد يا از دست بدهد تا به زير اين نقطه برسد، ابعاد چوب تغيير ميكند. هنگامي كه ديوارههاي سلولي رطوبت را از دست ميدهند، چوب چروك ميشود و هنگامي كه ديوارههاي سلولي رطوبت بخود ميگيرند، چوب متورم ميشود. اين چروك شدگي و متورم شدگي ميتواند منجر به تاب خوردگي، ترك خوردگي، شكافتگي و شل شدن گيره يا ادوات چفت و بست و ابزارهاي مربوطه و شكاف در ناحيه كف قطعات باريك شود يا مشكلات اجرايي را ايجاد ميكند كه از مفيد بودن محصول چوبي ميكاهد. بنابراين، درك اين پديدهها و در نظر گرفتن تاثير آنها بر روي محصولات چوبي مهم است....
وزن، چگالي و وزن مخصوص
دو عامل اوليه بر وزن محصولات چوبي اثر ميگذارند: ميزان رطوبت و چگالي ساختار اصلي چوب. عامل سوم، مواد معدني و اجسام قابل استخراج، و تاثير آنها فقط بر روي تعداد محدودي از گونهها ميباشد...
كيفيت كاركرد
سهولت كاركرد و عملكرد چوب با ابزارهاي دستي عموما بطور مستقيم با وزن مخصوص چوب تغيير ميكند. هر چه وزن مخصوص چوب كمتر باشد، بريدن آن با يك ابزار تيز آسانتر است...
مقاومت در برابر پوسيدگي
چوبي كه هميشه خشك نگه داشته ميشود، فاسد نميشود. بعلاوه، اگر چوب بطور مداوم زير آب نگه داشته شود، حتي به مدتهاي طولاني، بدون توجه به گونه چوب يا وجود برون چوب، توسط قارچهاي فاسد كننده عمومي چندان تحت روال فساد قرار نميگيرد. باكتريها و قارچهاي معين داراي فساد نرم ميتوانند به چوب فرو رفته در زير آب حمله كنند اما فساد حاصله بسيار كند ميباشد. بخش بزرگي از چوب در حال استفاده در تمام زمانها به اندازهاي خشك نگهداشته ميشود كه مدت زيادي دوام داشته باشد...
خواص گرمايي
چهار خاصيت گرمايي مهم چوب، هدايت گرمايي، ظرفيت گرمايي، نفوذپذيري گرمايي و ضريب انبساط گرمايي ميباشند...
خصيصههاي الكتريكي
مهمترين خصيصههاي الكتريكي چوب رسانايي، ثابتهاي دي الكتريك و فاكتور نيروي دي الكتريك ميباشد. رسانايي يك ماده مشخص كننده جريان الكتريكي ميباشد كه به هنگامي كه مادهاي تحت يك گراديان ولتاژ خاص قرار داده ميشود جريان مييابد...
قابليت رسانايي
رسانايي الكتريكي چوب از نظر ولتاژ به كار رفته داراي تفاوت اندكي بوده و تقريباً براي هر افزايش دماي 10 درجه سانتيگراد (18درجه فارنهايت) دو برابر ميگردد. رسانايي الكتريكي چوب (يا حالت متقابل، مقاومت مخصوص) به ميزان زيادي در مقايسه با ميزان رطوبت، مخصوصاً در زير نقطه اشباع الياف، متغير ميباشد...
فاكتور توان ديالكتريك
هنگامي كه يك نارسانا (غير هادي) در يك ميدان الكتريكي قرار داده ميشود، انرژي پتانسيل را جذب كرده و ذخيره ميكند. مقدار انرژي ذخيره شده در واحد حجم به ثابت ديالكتريك و بزرگي ميدان بكار رفته، بستگي دارد...
ضريب اصطكاك
ضريب اصطكاك به ميزان رطوبت چوب و ناهمواري (زبري) سطح بستگي دارد. اين ضريب، با تغيير گونه، به ميزان اندكي تغيير ميكند بجز گونههايي نظير ليگنوم ويتا (يك جور درخت گرمسيري صمغدار در آمريكا كه چوب سختي دارد) كه شامل مواد جاذب مومي و روغني فراوان ميباشند...
تشعشع هستهاي
ادامه مطلب...
چوب سخت
عموماً چوبهاي سخت به خوبي و به آرامي ميسوزند و ذغالهاي بادوامي را به جا ميگذارند. درختهاي آنها پهن برگ هستند. برگ اكثر آنها در پاييز مي ريزد. چوبهاي سخت لزوماً هميشه محكمتر و مقاومتر از چوبهاي نرم نيستند.
چوب نرم
آتش توليد شده آنها داراي حرارت زيادي است ولي عمر كوتاه دارد. اين درختها برگهاي سوزني دارند. اكثراً هميشه سبز هستند (در پاييز برگهايشان نمي ريزد)، البته غير از انواع كاج اروپايي، سرو و سياه كاج با ميوه هاي مخروطي شكل.
چوب مناسب آتش
بايد از موارد زير اطلاع حاصل كنيد:
حرارت توليدي انواع مختلفي از چوبها هر چوب سبز و تازه چگونه ميسوزد؟
ذغال كداميك بادوام بوده و چه چوبي سريعاً به خاكستر تبديل ميشود؟
آتش گرفتن چه چوبي با جرقه همراه است؟
اين امر ميتواند باعث سوراخ شدن كيسه خواب، لباسها و چادر شده و يا منجر به آتش سوزي در جنگل شود.
درجه سختي انواع چوب در ايجاد برش درجه سهولت و سرعت در آتش گرفتن.
خشكاندن چوب
از قطعه قطعه كردن يك درخت سبز و زنده چوب سبز بدست مي آيد. يعني هنوز شيره گياهي در سلولهاي آنها وجود دارد. و وقتي كه اين چوبها خشك ميشوند به آنها كنده گفته ميشود كه اين نوع چوب معمولاً آتش بهتري ايجاد ميكند. زمان خشك شدن چوب هر درخت به سن درخت هنگام قطع شدن (درختان پيرتر شيره كمتري دارند)، فصل بريده شدن و آب و هواي منطقه رشد درخت بستگي دارد. مدت زمان متوسط براي خشكاندن چوب درختان سيب، بلوط و گردوي آمريكايي تقريباً يك سال و (زير تابش نور خورشيد تنها چند ماه) ميباشد.
چوب سبز: اين چوبها هنوز خشك نشده اند. همه چوبها خاصيت خشك شدن را ندارند پس نميتوان از آنها به عنوان سوخت استفاده كرد. از چوبهاي سبز ميتوان به عنوان بازتابنده و يا محافظ ظروف استفاده كرد.
چوب خشك: انقباض سبب ميشود اين چوبها از مركز دچار ترك خوردگي شوند ولي اين مسئله به اين معني نيست كه الزاماً راحت تر تكه تكه ميشوند. خاصيت تكه تكه شدن هر چوب به مشخصات آن برمي گردد.
چرا چوب ميسوزد؟ ... تغييرات شيميايي
براي اينكه مقادير مختلف چوب بسوزد به ميزان كافي اكسيژن و حرارت كافي نياز هست. درصورت فقدان يكي از اين عوامل چوب آتش نخواهد گرفت. ميزان اكسيژن مورد نياز و دماي مورد نياز بنا به نوع چوب متغير است. تغيير و تحولات شيميايي در داخل چوب، در غياب اكسيژن و با درجه حرارت بالا اتفاق مي افتد كه درنتيجه چوب شكسته شده، گازهايي آزاد ميشوند كه باعث آتش گرفتن بيشتر چوب ميشود. هرچه درجه حرارت بيشتر باشد ميزان گازهاي توليدي بيشتر است.
چوبهايي كه به آتش اضافه ميشوند، قبل از آتش گرفتن به دماي 282 سانتيگراد ميرسند. درعين حال تحولات دروني شيميايي گازهاي ذكر شده را آزاد كرده و درنتيجه چوبها آتش ميگيرند. گازها براي سوختن اكسيژن كافي و درجه حرارت 537 درجه سانتيگراد. يك جرقه براي شعله ور شدن اين گازها كافيست.
ذغال سنگ
ذغال سنگ انباشته اي از باقيمانده گياهان است كه هزاران سال در باتلاقها و لجنزارها روي هم جمع شده اند. كمبود اكسيژن مانع تجزيه كامل باقيمانده گياهان ميشود. ذغال سنگ را ميتوان با تراشيدن، مانند قالبهاي برفي، از زمين جدا نمود. در طول زمان استخراج (برداشت ذغال سنگ) به سرعت خشك شده و قابل استفاده ميشود. در مناطق مختلف دردسترس است. از آن براي ساختن آتش، به خصوص در زمانهاي گذشته، استفاده ميكردند.
انتخاب صحيح چوب
مشخصات درختان مختلف جهت درست كردن آتش
نوع مثال مشخصات ويژه
چوبهاي نرم وقتي كه خوب خشك شوند به عنوان سوخت براي پخت و پز استفاده ميشوند. به راحتي مي شكنند و خراش برميدارند و زود آتش ميگيرند. چوبهايي كه كنار نهرها و رودها ميرويند از اين دسته هستند. پس از چوبهاي شناوري كه از آب ميگيريم ميتوان به عنوان سوخت استفاده كرد.
چوبهاي نرم كاج سفيد، به سرعت آتش گرفته و سريع خاموش ميشوند.
صنوبر، لاله درختي
كاجها به خاطر چوب سختي كه دارند به عنوان سوخت مورد استفاده قرار ميگيرند درصورت خشك بودن مناسب اند.
سياه كاج
انواع كاج ميلاد يك سوخت ضعيف است و از آن به عنوان آتش گير استفاده ميشود، شعله اوليه آن براي درست كردن آتش مناسب است.
انواع كاج سياه وقتي كه خشك هستند بسيار زود آتش ميگيرند، ولي موقعي كه خيس هستند به سختي آتش ميگيرند.
انواع كاج زرد خوب ميسوزند چون شيره داخلي آنها به جاي اينكه مايع باشد حالت صمغي دارد.
بلوط قرمز براي سوخت بايد از تكه هاي كوچك آن استفاده كرد.
مشخصات درختان مختلف جهت درست كردن آتش
نوع مثال مشخصات ويژه
چوب سخت گردوي آمريكايي آتش با حرارت بالا و ماندگاري زياد،
بهترين چوب (چه سبز و چه خشك)، كه ذغال سنگ سخت با گرماي بالا
شاه بلوط، درخت آهن، به جا ميگذارد.
مانگويي، لاله درختي.
ذغال اخته، سيب جنگلي ميسوزد و خاكستري سفيد رنگ از
بلوط سياه خود به جاي ميگذارد.
شاه بلوط خشك و آتشي با حرارت بالا دارند، جرقه هاي
سپيدار زرد زيادي ايجاد ميكنند، از خود ذغال به
نميگذارند مانند بالا آتش با حرارت زياد، جرقه زياد، بدون ذغال
افراي شكري زود آتش ميگيرند، شعله خوب ذغال
خوب دارد.
اقاقيا، شاه توت جهت انبار كردن مناسب است، به راحتي بريده ميشود و وقتي كه سبز است به راحتي ميشكند، شاخه هاي نازك آن به خوبي ميشكند و به آرامي ميسوزد.
زبان گنجشك به راحتي بريده ميشود، براي حمل نسبت به سايز چوبهاي سخت سبكتر است، خشك آن
به خوبي آتش ميگيرد شعله آن آبي و با دوام است.
خيار و شاه بلوط هندي خشك آن سوخت خوبي است و نمي شكند.
سپيدار شمالي خشك آن حرارت بالايي دارد و تقريباً دود نميكند، بادوام است. لوازم پخت و پز را سياه نميكند پس مناسب اين كار است.
توسكا به آساني آتش ميگيرد ولي دوام ندارد.
نارون سفيد و قرمز آتش آنها بسيار ضعيف است.
روش چيدن چوبها براي داشتن آتش ايده آل
اگر چوبها به هم نزديك باشند: در اين حالت آتش دچار كمبود هوا ميشود و درجه حرارت افت كرده و خاموش ميشود. دميدن هوا و حد فاصل بين چوبها به بقاي آتش كمك ميكند. اگر چوبها را روي صفحه فلزي مشبكي قرار دهيم عبور هوا از زير اين شبكه باعث شعله ور شدن دوباره چوبها ميشود.
فاصله مناسب: تعادل مناسب بين هوا و حرارت باعث ميشود آتش خوبي داشته باشيم. هر چه چوبها بهتر بسوزند، فضاي بين آنها بيشتر ميشود و بايد كم كم چوبها را به هم نزديكتر كنيم و در مواقعي هم تعداد چوبها را بيشتر كنيم تا آتش خاموش نشود.
تكه تكه كردن چوب: چوبهاي تكه تكه شده براي افروختن آتش بسيار مناسب هستند زيرا به راحتي آتش گرفته و به راحتي مي سوزند.
فاصله زياد: در اين حالت گرماي آتش از بين ميرود، چون درجه حرارت براي يك آتش خوب مناسب نيست و آتش به تدريج خاموش ميشود.
ذغال يا چوب؟
مزاياي چوب: راحت تر ميسوزد، به راحتي حمل ميشود. تميزتر است و بوي حاصل از آتش آن بسيار مطبوع است.
مزاياي ذغال: نسبت به حرارت و گرمايي كه ميدهد جاي كمتري را ميگيرد و حجم مشخصي از آن به مدت زيادي ميسوزد. حرارت آن خيلي هدر نمي رود، لذا توصيه ميشود براي ايجاد حرارتي ملايم و يكنواخت از ذغال استفاده شود.
ذغال چوب
ذغال چوب حرارت بالايي دارد. دود نميكند و كمترين وزن را به عنوان سوخت داراست. چوبي كه در مجاورت هواي مناسب بسوزد كاملاً آتش ميگيرد و اگر هوا محدود شود، دود نميكند. در اين مواقع آتش به اصطلاح خفه شده و چوب به ذغال تبديل ميشود. براي درست كردن ذغال، چوبها را به صورت متراكم و درون گودالي قرار دهيد سپس روي آن را با خاك بپوشانيد و از چند جاي مختلف آنها را آتش بزنيد و با محدود كردن هوا سعي كنيد آتش ملايم شود. در دماي 500 فارنهايت (260 سانتي گراد) فرايندهاي شيميايي باعث ميشود كه درجه حرارت چوبهاي درحال سوختن افزايش يابد كه اين امر مصرف هواي اطراف چوبها را بالا برده و كم كم آنها را به كربن تبديل ميكند. اين روند شايد روزها طول بكشد، كه البته به سوخت مصرفي براي سوزاندن چوبها بستگي دارد. پس از اتمام فرآيند ذغالها را در همان گودال سرپوشيده نگهداري ميكنيم چون در مجاورت هوا امكان دارد دوباره شعله ور شوند و به خاكستر تبديل شوند. كيفيت اين نوع ذغال بستگي به نوع چوب مصرفي اوليه دارد.
مشخصات چوبهاي گوناگون (چوب آتشگير- خاكستر- چوب سبز)
نوع مثال مشخصات ويژه
چوبهاي ريشه دار زيرفون، زبان گنجشك، چوبهاي قابل آتش گرفتن درحالتي
بكان، اقطي سياه، كاج، كه سبز هستند. اين چوبها براي
سپيدار، تبريزي، استفاده به عنوان كنده پشت آتش،
سپيدار زرد، لاله درختي، كنده هاي جانبي آتش، و براي پخت
ساسافراس، ترشك درختي، و پز و به عنوان نگهدارنده ظرف
چنار و بلوط درختي. غذا بر روي آتش مناسب هستند.
كنده هاي مرده كاج. بايد بدانيم كه اگر پوست خارجي آن آتش نگيرد زبانه ميكشد و به سرعت خاموش ميشود مگر اينكه از مقادير زيادي مواد سوختي استفاده كرد.
چوب سبز. در پاييز و زمستان بهتر ميسوزند چون شيره آنها كمتر است. درختاني كه دركنار آب رشد كرده اند به سختي ميسوزند. درختاني كه در ارتفاع زياد و مناطق خشك مي رويند بهتر از درختاني كه در خاك مرطوب مي رويند، مي سوزند.
شاه بلوط. اگر در قطعه هاي كوچك بريده شود به خوبي مي سوزد.
چوبهاي آتشن سرو سفيد، به صورت ذغالهاي مرده مي سوزند،
شاه بلوط. به طوريكه هيچ شعله اي ندارند و
بودار هستند و مي تركند.
اقطي، سرو قرمز، شوكران، چوبهايي كه دير آتش ميگيرند.
ساسافراس، لاله درختي، بكان
و صنوبر.
كاجهاي نرم. چوبهايي كه دير آتش ميگيرند.
راش، بلوط و گردوي آمريكايي. هنگام سوخت مي تركند.
چوبهاي ريشه دار زبان گنجشك ابي، اقطي، بلافاصله روشن ميشوند و زود
گيلاس، نارون، افرا، چنار، خاكستر ميشوند.
نارون قرمز و شوكران.
گردوي آمريكايي، زان، افرا، به سختي تكه تكه ميشوند.
نحان و نارون
وقتي سبز هستند به راحتي
تكه تكه ميشوند.
حمل چوبهاي نيم سوز
درصورت نبودن كبريت ميتوان براي روشن كردن آتش از چوبهاي نيم سوز استفاده كرد. محفظه هايي كه براي اين كار ميتوان استفاده كرد: قوطي حلبي، شاخ حيوانات، محفظه هاي ساخته شده از پوست درختان و يا جعبه اي از چوب سخت درختان. براي اين كار محفظه را با خاك نرم پوشانده و روي آن را با خاك برگ بپوشانيد. هر از چند گاهي چوبهاي نيم سوز را بررسي كنيد و درصورت نياز آنها را بدهيد تا از شدت افروختگي آنها كاسته نشود. اگر به خوبي از آنها نگهداري كنيد شايد بتوانيد تا چندين روز چوبها را با خود حمل كنيد.
خاك برگهاي روي چوبها مانع رسيدن هوا به چوبها ميشود از جهتي مقداري هوا بايد به اين نيمسوزها برسد و اگر نه به زودي خاموش ميشوند.
چوبهاي پوسيده
انرژي ذخيره شده در چوبهاي پوسيده كاهش مي يابد. چوبهاي پوسيده خشك به سرعت آتش گرفته و مي سوزند ولي حرارت آنها محدود است. از تراشه هاي روي چوبهاي پوسيده ميتوان به عنوان آتش گيرانه استفاده نمود. فرآيند پوسيدن توسط قارچ، با كمك اكسيژن هوا، رطوبت و دماي 60 تا 90 درجه فارنهايت صورت ميگيرد. چوبهاي كاربردي در منازل به دليل خشك بودن نميپوسند.
ادامه مطلب...
امدياف (MDF) مخفف واژه Medium Density Fiberboard است كه جزو فرآوردههاي چوبي محسوب ميشود. MDF نوعي تخته فيبر است كه به روش خشك توليد ميگردد. چگالي آن بين ۶۵۰ تا ۸۰۰ كيلوگرم بر متر مكعب است.
ام دي اف را پس از توليد ميتوان روكش نمود. روكشهاي تزييني علاوه بر زيبايي به دوام و كاربرد آن در محيطهايي مانند آشپزخانه كمك ميكند. روكش ملامينه متداول ترين نوع روكش براي MDF ميباشد كه در آن فرايند كاغذ دكوراتيو آغشته به رزين تحت فشار و حرارت بر روي تخته چسبانده ميشود.
اين محصول ضمن دارا بودن خواص شبيه سايراوراق فشرده چوبي داراي برخي خواص برتر نيز مي باشد كه باعث ارتقاء بازار آن در بين ساير اوراق فشرده چوبي مانند تخته خرده چوب (نئوپان)، تخته لايه، تخته فيبر سخت و ... شده است . در واقع اين محصول (MDF) ابتدا بعنوان جايگزين اوراق فشرده چوبي مطرح بوده و سپس در كاربردهاي جايگزين چوب نيز بكار رفته است. در حال حاضر دامنه كاربردهاي آن روز به روز در حال افزايش است . از جمله خصوصياتي كه باعث ايجاد كاربردهاي متنوع (MDF) شده عبارتند از :
• خصوصيـات فيزيـكي و مكـانيكي بالا
• دامنه وسيع دانـسيـته (وزن مخـصوص) ، ضخامت و ابـعاد MDFقابل توليد
• قابليت ابزار خوري ، ماشين كاري و سنباده زني
• سطوح صاف و متراكم
• قابليت شكل پذيري و لبه هاي صاف
• عدم وجود معايب چوب
• پروفيل دانسيته يكنواخت و همگن
• قابليت انجام رو سازي هاي مختلف همچون انواع روكشي هاي چوبي و غير چوبي، رنگ آميزي و غيره
• پايداري ابعاد و مقاومت به فشرده شدن
• زيبايي ظاهري، طبيعت ملايم و ظريف و حالات شبيه به چوب
• قيمت مناسب
تـوليـد انواع مختـلف اين محصول در جـهان دامنـه كاربـرد آن را بـسيـار وسيـع كرده است. امروزه مي توان تخته فيبر هاي نيمه سنگين MDF بسيار متنوعي از جمله تخته هاي سه لايه يا يكنواخت و همگن،تخته هاي نازك و ضخيم در ابعاد مختلف، تخته هايي با فرم آلدئيد، كم فرم آلدئيد يا بدون فرم آلدئيد، تخته هاي تبديل به سايز شده، روكش شده، لبه چسبانده، نقش برجسته، قالب گيري شده، ابزار خورده، پروفيل شده، با دانسيته هاي بسيار متنوع (كم يا زياد)، مقاوم در برابر رطوبت، آب، آتش، قارچ، حشره و... را در بازارهاي جهاني يافت.
فهرست مندرجات[نهفتن] |
فرآيند توليد
ابتدا گرده بينهها و يا مقطوعات چوبي در بخش چيپر به صورت چيپس درآمده و سپس چيپسها در ريفاينر دفيبره ميشوند. الياف جداشده با چسب مخلوط گرديده و به رطوبت مناسب ميرسند. مخلوط الياف و چسب در فرمينگ بصورت كيك درآمده و در پرس فشرده ميشوند. تختهها پس از سرد شدن اندازهبري شده و بستهبندي ميگردد.
تاريخچه وضعيت MDF در ايران
نياز بازار از طريق واردات تأمين مي شود. MDF وارداتي به هر دو صورت خام و روكش شده مي باشد و عمدتاً از كشور هاي تركيه ، اندونزي، روسيه ، اسپانيا ، ايتاليا، آلمان ، اتريش، فنلاند و... وارد مي شوند.البته محصولات تركيه و اندونزي به علت قيمت كمتر نسبت به سايرين و كيفيت نسبتا قابل قبول طرفداران بيشتري در بازار فعلي ايران دارند.اخيرا دولت براي حمايت از توليد كننده داخلي سياست آنتي دامپينگ اتخاذ كرده و براي ورود محصولات ساخت تركيه محدوديت قايل شده است.
در سال ۸۲مقدار ۱۲۴۲۰۱ متر مكعب تخته صنعتي فشرده با جرم مخصوص متوسط وارد شده كه نسبت به سال ۸۱ ٪۹۶ ا فزايش داشته است.از اين مقدار واردات ۵۳٪ به صورت خام و ۴۷٪ روكش شده بوده است. اين در حالي است كه واردات روكش ، ۱۰۷٪ نسبت به سال ۸۱ افزايش يافته است. در ايران شركتهاي بسياري توانايي روكش كردن نئوپان و MDF خام را دارند. اكثر اين شركتها اقدام به وارد كردن MDF خام نموده و پس از روكش كردن به بازار عرضه مي كنند. روكش هاي مصرفي در ايران اغلب از نوع Foil Finish و PVC مي باشند
روشهاي استفاده از MDF در صنعت
تخته فيبر نيمه سنگين فارغ از خصوصيات و ويژگيهاي آن( MDF معمولي و يا خاص) در صنعت به صورت هاي خام يا روكش شده استفاده مي شود. موارد كاربرد MDF به صورت خام اندك بوده و معمولاٌ در بازار نهايي مصرف كالاي ساخته شده از تخته فيبر نيمه سنگين ،ازMDF روكش شده و يا رنگ شده استفاده شده است. روش هاي استفاده از تخته فيبر نيمه سنگين به طور خلاصه در ذيل آمده است:
- ورقهاي خام ( بدون روكش)
- ورقهاي روكش شده و لبه هاي ابزار خورده
- پروفيل هاي روكش شده
- چسباندن پروفيل هاي MDF روي صفحات
ابعاد MDF به طور معمول عبارتند از
۴۱۰۰*۱۸۳۰ (ابعاد به ميليمترمي باشد)
۳۶۶۰*۱۸۳۰
۲۴۴۰*۱۸۳۰
۲۴۴۰*۱۲۲۰
البته اغلب سايزهاي وارداتي از ايتاليا ۴۱۰۰*۲۱۰۰ و از كشور اتريش ۲۸۰۰*۲۰۷۰ و ۲۶۰۰*۲۰۷۰ ميباشند.
ضخامتهاي توليدي و معمول نيز به شرح زير مي باشند: ۳ ، ۴، ۶ ،۸ ،۱۰ ،۱۲، ۱۶، ۱۸، ۲۰ ، ۲۵ ، ۳۲، ۳۸ ميليمتر طبق اظهاردبير انجمن چوب ايران تقاضا براي MDF به طور تخميني بالغ بر ۱۴۰ هزار تن در سال ميباشد. در بازار ايران در حال حاضر ابعاد بزرگتر طرفدار بيشتري دارد . با توجه به اينكه ضخامتهاي مختلف هر كدام كاربرد خاص خود را دارند ولي ضخامتهاي كمتر در حد ۳ ميليمتر كه معمولا براي درب سازي استفاده مي شوند و ضخامتهاي بالاتر در حدود۱۲، ۱۶ و ۱۸ ميليمتر ازخريدار بيشتري برخوردار است. البته در مورد خريدار جزئي MDF روكش شده رنگ روكش نيز نقش زيادي دارد
انواع MDF با خواص ويژه
به طور كلي مي توان تخته فيبرهاي نيمه سنگين را از نظر خواص و ويژگي هاي آنها در دو گروه ،تخته فيبر نيمه سنگين با خواص معمولي و يا خواص ويژه طبقه بندي كرد: تخته هاي صنعتي خاص داراي ويژگي هايي علاوه بر مشخصات معمول MDF هستند كه با اعمال تغييرات در پروسه توليد، با استفاده از چسب هاي مختلف يا مواد افزودني گوناگون توليد مي شوند. بعضي از انواع MDF هاي خاص و موارد استفاده آنها به شرح زير هستند
MDF نازك (Thin MDF)
اين تختهها به كلاسهاي خيلي نازك mm۸/۱ تا mm ۵/۲ ، و از ۵/۲ تا ۶ ميلي مترو ۴ تا ۶ ميلي متر تقسيم مي شوند(استاندارد EN-۶۲۲-۵ ) كه در كاربردهاي مختلف مورد استفاده قرار ميگيرند. از موارد كاربرد عمومي MDF هاي نازك، كف كشوها، پشت كابينت ها، رويه درها و ... مي باشد. تمام روسازي قابل انجام روي MDF معمولي روي MDF نازك نيز اجرا ميشود. از ساير موارد كاربرد MDFهاي نازك عبارتند از: ديوار كوب ها، پوشش هاي سقف، غرفه هاي نمايشگاهي، صنايع اتومبيل سازي، رويه لاستيك زاپاس(يدك) پشت صندلي، رويه در، توليد تخته هاي انحناءدار و ... مي باشد
MDF ضخيم(Thick MDF)
MDF هاي ضخيم طبق استاندارد EN-۶۲۲-۵ به كلاسهاي ۴۵-۳۰ ميلي متر و ۶۰-۴۵ ميلي متر تقسيم شده اند و جهت ساخت سازه هاي معماري، ستونها، پايه هاي ميز ، طاقها، رويه كاري(كابينت)، كف نيمكت و كلا" مواردي كه صفحات ضخيم و بزرگ با خواص ماشين كاري (خصوصا" عميق) مسطح و با سطوح صاف نياز است ، استفاده مي شوند
MDF با فرمالدئيد كم (Low Formaldehyde MDF-E1)
مقدار انتشار فرمالدئيد ازMDF معمولي بسته به نوع چسب ومقدار آن كمي متفاوت است.
انتشار فرمالدئيدMDF نبايد بيشتر ازgr۱۰۰/mg۳۰ باشد(كلاسE۲ طبق استانداردEN-۶۲۲-۱)
اين كلاس MDF قابل كاربرد در بسياري از كاربردهاي مبلمان و داخل خانه مي باشد ولي تهويه مناسب در محل استقرار آنها نيز بايد وجود داشته باشد تا فرمالدئيد را از محيط خارج سازد.
اما در بعضي موارد لازم است كه MDFبا فرمالدئيد كمتر يعني با حداكثر انتشار فرمالدئيد gr۱۰۰/mg۹ (استاندارد EN-۶۲۲-۱) استفاده شود.
اكنون دربازار، MDF- E۱ بعنوان MDF استاندارد معمولي درآمده است. MDFهاي با فرمالدئيدهاي كمتر و حتي بدون فرمالدئيد هم در صورت سفارش مشتري قابل توليد مي باشد.
MDF با فرمالدئيد كم در مكانهايي كه تهويه به خوبي انجام نميشود ،
مرطوب و گرم است و يا ساكنين آن احتياجات و درخواستهاي خاص دارند مثل مدرسه ها، بيمارستانها و... استفاده مي شود.
همچنين در موزهها و محل هاي نمايش نيز از MDF كم فرمالدئيد جهت كاستن از خوردگي فلزات استفاده مي كنند.
مقاوم در برابر رطوبت
توليد MDF با خاصيت مقاوم در برابر رطوبت بيشتر براي مصارف در رطوبت نسبي محيط حداكثر ۸۰٪ با بهبود چسب اوره فرمالدئيد معمولي مورد استفاده در توليد MDF يا استفاده از يك چسب ضد رطوبت جايگزين امكان پذير است. تمام خصوصيات مثبت MDF معمولي در اين نوع تختهها به اضافه استحكام طولاني تر و تغيير ابعاد كمتر در اثر رطوبت موجود است. طبق استاندارد EN-۶۲۲-۵ دو نوع كلاس براي اينگونه تختهها وجود دارد. يكي MDF.H براي استفاده هاي عمومي در محيط مرطوب و ديگري MDF.HLS كه براي استفاده اوراق متحمل بار در محيط مرطوب مي باشد. موارد استفاده MDF مقاوم در برابر رطوبت عبارتند از: مبلمان حمام و دستشويي، كابينت دور ظرفشويي، كف پوشها، پنجره ها، پلهها ، پروفيلهاي خاص و...
مقاوم در برابر حشرات و قارچ ها
براي اين منظور مي توان MDFها را با پوشش هاي ضد آتش پوشاند يا مواد و نمك هاي خاص ضد آتش تيمار كرد. ولي بهترين راه اضافه كردن مواد ضد آتش در حين پروسه توليد است. موارد مصرف اين نوع تختهها بعنوان مثال: پوشش ديوارها، پارتيشن ها، قفسه فروشگاههاو...مي باشد
mdf با وزن مخصوص بالا(High Density Fiberboard)
MDF هاي استاندارد معمولي با ضخامتهاي ۱۹-۱۲ ميلي متر معمولا" داراي دانسيته kg/m ۸۰۰-۶۵۰ هستند. دانسيته هاي بالاتر يعني بالاي ۸۰۰ نيز توليد و عرضه مي شود. در واقع با اضافه كردن فيبر، چسب و فشار در حين پروسه توليد اوراق سنگين تر توليد مي شود ، افزايش دانسيته قابليت هاي ماشين كاري و سطح سازي (رنگ، روكش و...) را افزايش ميدهد و نيز خصوصيات مكانيكي و فيزيكي MDF نيز بهبود مي يابد. از موارد استفاده اين نوع MDF هاي سنگين (HDF) عبارتند از: كف پوشها، پله ها، قفسه هاي صنعتي، ميز كار و...
MDF با وزن مخصوص پائين(Low Density Fiberboard)
LDF با وزن مخصوص kg/m ۶۵۰-۵۵۰ و ULDF با وزن مخصوص زير kg/m ۵۵۰، جهت استفاده در مواردي كه وزن كمتر مورد نياز است و نيازي به استحكام بالا وجود ندارد يا در مواردي كه خواص عايق صدا بودن مورد نياز باشد توليد و عرضه مي شود. اين MDF ها جهت ساخت پروفيلهاي تزئيني معماري، ساخت غرفه هاي نمايشگاهي و كلا" مواردي كه جابجايي با دست مورد نياز است و نيز حمل و نقل و ابزار خوري سريع مورد نياز است، كاربرد دارد
MDF با روكش هاي تزئيني (Decorative surfaced MDF)
مهمتـرين و غيـر قـابـل تفكيك ترين كاربرد يا آماده سازي MDF جهت كاربرد نهايي، روسازي آن و خصـوصـا" روكش كردن آن مي باشد. انجـام عمليـات روكـش كردن MDF امـروزه جـزء خدمات ضروري توليدكنندگان MDF به خريداران مي باشد بطوريكه معمولا" اكثر كارخانجات بزرگ توليد MDF داراي خطوط روكشي هم هستند. انواع روكش ها شامل روكش هاي چوبي (گونه هاي مختلف)، كاغذي، ملامينه، PVC و... ميشوند
MDFهاي قالب گيري شده
در اين روش تخته MDF به شكل خاصي كه در پرس به آن داده مي شود توليد مي شوند مانند رويه درهاي طرح دار و حالت دار، يك تكه MDF يا در كابينت و كشو و پنجره و... . اين محصولات را مي توان به راحتي روكش نمود(پرس ممبران) و عرضه بازار مصرف كرد. اخيراً واردات اين رويه درها به ايران در حال رونق گرفتن است
MDF هاي قابل انعطاف
بوسيله يك پيش تيمار شيميايي روي MDF با تركيبات الكالين، مي توان به آن خواص پلاستيك (موقتي) و قابليت انعطاف و شكل پذيري را داد
ادامه مطلب...
الف ) تعريف و نحوه اشباع كردن چوب :
اشباع چوب در كلمه ، به معناي تزريق يا نفوذ دادن مايع در چوب ، تحت تاثير فشار است . اين كلمه كه بعنوان غلط مصطلح در ميان عوام و حتي خواص جا افتاده ، همان تيمار چوب است كه معادل واژه Treatment و يا در اصل Impregnation به كار برده مي شود.
در اين فرايند ، مواد حفاظتي كه به شكل مايعات سمي هستند به داخل سيلندرهايي هدايت مي شوند كه قبلاً در آن قطعات چوبي قرار گرفته است . سپس اين مواد بر اثر فشار به داخل چوب نفوذ مي كنند . قدمت شيوه هاي صنعت اشباع چوب در دنيا
حدود150 سال بوده و 2 روش آن معروف است :
1 - سلول پر يا روش بتل (بتل نام مخترع آن است(
-2 سلول خالي يا روش روپينگ .
منظور از سلول پر يا خالي آن است كه در روش اول سلولهاي چوب پر از مواد حفاظتي مي شوند و در روش دوم
خالي از آن ( فقط ديواره سلولي آغشته به مواد مي شود) با وجود آنكه روشهاي فوق بسيار قديمي است ، ليكن درحال حاضر اصول آن با تغييرات جزيي در كشورهاي پيشرفته ( مالزي ، كانادا واستراليا )درحال اجراء است.
دستگاه هاي اشباع چوب و روشهاي به كار رفته در كشور هاي مذكور كاملاً شبيه آن چيزي است كه در ايران استفاده
مي شود.
ب) ويژ گيهاي عمومي:
اشباع چوب ، مقاومت آن را در مقابل حمله قارچ ها ، حشرات مخرب چوب و به ويژه موريانه ها و عوامل محيطي افزايش مي دهد. به عبارت ديگر ، اشباع صحيح قطعات چوبي ، دوام و پايداري آنها را دهها برابر كرده و بدين ترتيب موجب صرفه جويي صدها هزار متر مكعب چوب و جلوگيري از قطع درختان در هزاران هكتار جنگل تجارتي و صنعتي مي شود.
براي مثال خسارت قارچها در سال 1975 فقط در امريكا 200 ميليون دلار تخمين زده شد. همچنين گفته مي شود كه مرض لكه آبي يا اصطلا حاً بيماري باختگي كه به خصوص در اثر حمله قارچها ايجاد مي شود ، سالانه ميليون ها دلار به صنعت چوب در امريكا خسارت وارد مي كند.
طبق برآوردهاي بعمل آمده ، متاسفانه در كشور ايران ميزان خسارتهاي وارده به چوب هاي استحصال شده ، توسط
قارچ ها و حشرات از جنگل تا توليد نهايي در كارخانه بين 30 تا 40 درصد است. ارزش اقتصادي اين چوب هاي تخريب شده به حدي است كه هرگونه سرمايه گذاري كلان در حفاظت و اشباع چوب را توجيه مي كند.
از كل جنگل تجارتي شمال ايران كه حدود 8/1 ميليون هكتار است ، 3/0 ميليون هكتار آن به علت كوهستاني بودن غير قابل بهره برداري است و براي الباقي تاكنون 351/1 ميليون هكتار طرحهاي جنگلداري تهيه شده است . با توجه به اين كه يك ميليون هكتار از جنگلهاي فوق تحت پوشش اجراي طرحهاي جنگلداري است و با توجه به طرح صيانت جنگلها ، اگر از هر هكتار يك متر مكعب چوب برداشت شود ، سالانه يك ميليون متر مكعب برداشت مجاز چوب خواهد بود. چنانچه 2 ميليون متر مكعب برداشت غير مجاز به همراه حدود 2 ميليون متر مكعب چوب باغات و عرصه هاي خصوصي به آن اضافه گردد ، جمعاً سالانه حدود 5 ميليون متر مكعب چوب در كشور توليد خواهد شد . با نگاهي گذرا به مصرف سرانه چوب در كشور كه حدود 17/0 متر مكعب است ( كشورهاي جهان سوم 4/0 متر مكعب يعني بيش از 2 برابر و كشور هاي اروپايي و امريكا يك متر مكعب حدود 6 برابرمصرف در ايران ) با درنظرگرفتن 70 ميليون نفرجمعيت ، قريب به 12 ميليون متر مكعب چوب مصرف مي شود در نتيجه كشور در سال با 7 ميليون متر مكعب كمبود مواجه مي باشد . لذا براي جبران كمبود چوب در كشور، طرح و عزم ملي براي كاشت درختان سريع الرشد ( در سطحي گسترده ) و همچنين بالا بردن عمر مفيد چوب و مصنوعات چوبي از طريق اشباع صحيح آنها ضروري است.
ج) موارداستفاده چوبهاي اشباع:
عبارت است از كليه لوازم و تجهيزات چوبي كه بخصوص در فضاهاي باز مصرف مي شوند ، مانند: صندلي، آلاچيق، سطل زباله ، وسايل تفريحي ، تراورس هاي راه آهن ، تير هاي برق و تلفن ، سازه هاي دريايي ، اسكله ها ، برجهاي خنك كن در مجتمع هاي پتروشيمي و نيروگاهها و بسياري از سازه هاي چوبي . درآخر ذكر اين نكته ضروري است كه عمرمتوسط چوب در ايران 5 سال و در كشورهاي پيشرفته بيش از 30 سال است .
د) چوبهاي مصرفي در محصولات پروشات و رز :
از نوع چوب درخت كاج سفيدروسي به دوصورت اشباع شده و پوشيده شده با رنگهاي مقاوم مي باشد .
ادامه مطلب...

